دروغ

مقصود اصلی آیه تطهیر

زید بن علی بن الحسین علیهم السلام: برخی مردمان جاهل گمان می‌کنند که مقصود از آیه تطهیر، همسران پیامبر هستند. اینان دروغ گفته و مرتکب گناه شدند. به خدا سوگند اگر منظور آیه، همسران پیامبران بود، عبارت به صورت: «لِیُذْهِبَ عَنکُن الرِّجْسَ وَ یُطَهِّرَکنَّ تَطْهیرا» می‌آمد و کلام به صیغه

ادامه مطلب»

مرتد شدن و بت پرستیدن برای ما آسان‌تر است

پیامبر صلی الله علیه و آله خطاب به جمعی از مردم: در این درّه مردی هست که مانند عیسی بن مریم است. مردم قریش به آن مکان چشم دوختند اما کسی پیدا نشد. وقتی پیامبر در پی کاری رفت، ناگاه علی علیه‌السلام از آن درّه هویدا شد. چون او را

ادامه مطلب»

عبرت، برای کسی که خواهان بصیرت باشد

امیرالمؤمنین علیه السلام در حالی که برای جنگ با خوارج می‌رفت فرمود: می‌ترسم که حرفی بزنید و عمل را رها کنید، وگرنه شما را باخبر می‌کردم که خدا در مورد کسانی که با این قوم بجنگند و آگاه به گمراهی آنان باشند، به پیامبرش چه گفته است. [ولی این را

ادامه مطلب»

به سمت کرخه می‌روم

امیرالمؤمنین علیه السلام: اگر مرد مورد اعتمادی می‌یافتم اموالی را همراه او به مدائن برای شیعیان می‌فرستادم. مردی از صحابه با خود گفت: نزد امیرالمؤمنین علیه السلام می‌آیم و می‌گویم: من آن را می‌برم، و او به من اعتماد می‌کند. وقتی اموال را از او گرفتم راه کرخه را در

ادامه مطلب»

محبت دروغی یا محبت واقعی؟!

انس بن مالک: در محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله بودیم و جمعی از یارانش حضور داشتند. عرض کردند: یا رسول الله، ما شما را بیشتر از فرزندان و خودمان دوست می‌داریم. سپس علی علیه السّلام وارد شد و پیامبر فرمود: یا أباالحسن، نزد من بیا. کسی که

ادامه مطلب»

از چهره‌اش به درونش پی بردم

امام محمد باقر علیه السلام: در حالی که امیرالمؤمنین علیه السلام در مسجد کوفه بود، زنی آمد و علیه شوهرش یاری خواست. علی علیه السلام در قضاوت حق را به شوهر داد و  زن خشمگین شد. گفت: به خدا که قضاوتت به حق و با مساوات نبود، در میان مردم

ادامه مطلب»

نه دروغ گفته‌ام و نه به من دروغ گفته شد

علی بن أبی طالب علیه السّلام: سه سال پیش از آنکه کسی با رسول خدا نماز بخواند، من با وی نماز خواندم. ایشان به من قول دادند که جز مؤمن مرا دوست نداشته باشد و جز کافر یا منافق با من دشمنی نورزد. به خدا سوگند نه دروغ گفته‌ام و

ادامه مطلب»

به خدا تو مرا دوست نداری و من هم تو را دوست ندارم

امام محمد باقر علیه السلام: روزی در حالی که امیرالمؤمنین علیه السلام در مسجد نشسته بود و اصحابش گرد او بودند، مردی از شیعیانش آمد و گفت: خدا می‌داند که من پنهانی به محبت تو اقرار می‌کنم همان طور که آشکارا به محبت تو اقرار می‌کنم. و تو را پنهانی

ادامه مطلب»

اسم پدرت را اشتباه گفتی!

معاویة بن جریر حضرمی: علی علیه السلام در حال بازدید از سپاهیان بود. ابن ملجم نزد او آمد. ایشان از اسم و نسبش پرسید و [او به گونه‌ای پاسخ داد که]  به کسی غیر از پدرش منتهی شد! امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: دروغ گفتی! [او نیز گفته خود را اصلاح کرد

ادامه مطلب»

دسترسی سریع

دسته بندی روایات