جابر بن عبدالله انصاری: به همراه پیامبر صلیاللهعلیهوآله وارد مکّه شدیم، در حالی که درون کعبه و اطراف آن 360 بت وجود داشت. پیامبر(ص) دستور داد همه آن بتها را به زمین بکوبند، و این کار انجام شد.
درون کعبه بتی بلند به نام «هُبَل» وجود داشت. پیامبر(ص) نگاهی به علی علیهالسلام انداخت و فرمود: علی، تو سوار پشت من میشوی یا من سوار پشت تو بشوم تا هبل را به زمین بیاندازم؟! علی علیهالسلام گفت: شما به پشت من سوار شوید.
وقتی پیامبر(ص) به پشت علی(ع) سوار شد، به خاطر سنگینی بار رسالت، نتوانست او را تحمل کند، در نتیجه گفت: یا رسول الله، من سوار پشت شما میشوم! پیامبر صلیاللهعلیهوآله خندید و پایین آمد و کمرش را خم کرد و علی(ع) به پشت ایشان سوار شد. علی علیهالسلام گفت: قسم به خدایی که دانه را شکافت و آدمیزاد را آفرید، اگر میخواستم آسمان را با دستم بگیرم، این کار را میکردم. هبل به زمین افتاد و بعد آیه «وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِل»{بگو: «حق آمد و باطل نابود شد}(اسراء/81) نازل شد.
