سید بن طاووس: در تفسیر ابن جحام خواندهام که مصداق آیه «إنَّما وَلیُّکُم اللهُ وَ رَسولُهُ …» از نود راه که همگی اسناد پیوسته دارند و اغلب از رجال مخالف اهل بیت هستند، علی علیهالسلام دانسته شده است؛ که از جمله راویان میتوان به: علی علیهالسلام، عمر بن خطاب، عثمان بن عفّان، زبیر، عبدالرحمن بن عوف، سعدبن أبی وقّاص، طلحه، ابن عباس، ابو رافع، جابر انصاری، ابوذر، خلیل بن مرّه، امام سجاد علیهالسلام، امام باقر علیهالسلام، امام صادق علیهالسلام، عبدالله بن محمد بن حنفیه، مجاهد بن محمد بن سریّ، عطاء بن السائب، محمد بن السائب و عبدالرزاق اشاره کرد. از جمله روایتی است که سندش به ابورافع میرسد و در آن میگوید:
در حالی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفتم که خوابیده بود -یا در حال دریافت وحی بود-، ناگاه ماری را در کنار خانه دیدم و آن را نکُشتم مبادا رسول خدا بیدار شود. گمان بردم آن حضرت در حال دریافت وحی است؛ لذا بین آن حضرت و مار داراز کشیدم تا اگر آزاری رساند، این آزار متوجّه من شود نه پیامبر. سپس رسول خدا در حالی از خواب برخاست که آیه «إنَّما وَلیُّکُم اللهُ وَ رَسُولُهُ» را تلاوت میفرمود و پس از تلاوت آن فرمود: سپاس خداوندی را که نعمتی را بر علی کامل کرد و گوارا باد بر علی تفضّل خداوند متعال. سپس به من رو کرد و فرمود: چرا اینجا دراز کشیدهای؟! و من دلیل این کار را به اطلاعشان رساندم. فرمود: مار را بکش. سپس پیامبر صلی الله علیه و آله دست مرا گرفت و فرمود: ای ابورافع، از این پس باید علی علیهالسلام همان منزلتی را نزد تو داشته باشد که من دارم، با این تفاوت که پس از من پیامبر دیگری مبعوث نخواهد شد. در آینده مردمانی با او میجنگند که جنگیدن با آنها جهاد فی سبیل الله است. هرکس با دست قادر به جهاد نباشد، با زبانش جهاد کند و هرکه با زبان نتواند، با قلبش. راهی جز این وجود ندارد و علی بر حق خواهد بود و آنها بر باطل. سپس از منزل خارج گشت و خطاب به مردم فرمود: ای مردم، هرکه دوست دارد امین مرا ببیند، امین من این – یعنی ابورافع- است!