عبدالله بن عباس

همیشه دهانت به خنده باز باشد!

ابن عباس: بنی‌خزاعه صاحب بتی در بالای کعبه بود. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله به علی علیه‌السلام فرمود: اباحسن، برویم این بت را از کعبه بیرون بیندازیم. شبانه به آنجا رفتند. وقتی به کعبه رسیدند که حدود چهل ذرع ارتفاع داشت، پیامبر(ص) فرمود: اباحسن، از دوشم بالا برو. رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله علی علیه‌السلام

ادامه مطلب»

انگار دو بال داشت

ابن عباس: رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله به علی علیه‌السلام فرمود: بلند شو به سراغ بت‌ها در بالای کعبه برویم و آن‌ها را بشکنیم. [به همراهی جمعی از اصحاب] رفتند و وقتی به آنجا رسیدند، پیامبر(ص) به او فرمود: از دوشم بالا برو که بت‌ها را به زمین بیاندازی. علی علیه‌السلام پیراهنش

ادامه مطلب»

نبودی که ببینی!

ابن عباس: منظور از «امر» در آیه «وَ ما کُنتَ بِجانِبِ الْغَرْبیِّ إذْ قَضَیْنا إلیٰ موسَی الْأمْرَ وَ ما کُنتَ مِنَ الشّاهِدین»{تو در جانب غربی [وادی طور] حضور نداشتی هنگامی که ما امر نبوّت موسی را به انجام رساندیم، و از شاهدان نبودی.}(قصص/44)، خلافت یوشع بن نون بعد از موسی(ع)

ادامه مطلب»

شکر خدایی که من را فراموش نکرد

ابن عباس: راهب قَرقیسیا را پیش امیرالمؤمنین علیه‌السلام آوردند. وقتی او را دید فرمود: خوش آمدی ای بُحیرای کوچک! کتاب «شمعون الصفا» کجاست؟ عرض کرد: شما این را از کجا می‌دانید یا امیرالمؤمنین؟! فرمود: علم همه چیز پیش ماست به‌علاوه علم تفسیر معانی. راهب، در حالی که امیرالمؤمنین(ع) ایستاده بود،

ادامه مطلب»

به شترم گفتم هیخ!

عبیدالله بن عبدالله کندی: معاویه بعد از انجام حج به مدینه آمد، در شرایطی که صحابه پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله در آن‌جا بسیار بودند. در مجلسی که بین عبدالله بن عباس و عبدالله بن عمر نشسته بود، با دست به پای ابن عباس زد و گفت: برای خلافت از پسر عموی تو

ادامه مطلب»

مگر غیر از این است؟!

حارث بن عبدالله هَمْدانی: علی علیه‌السلام فرمود: ما اهل بیت با دیگر مردم قابل مقایسه نیستیم. اینجا بود که مردی بلند شد و پیش ابن عبّاس رفت و به او ماجرا را تعریف کرد. ابن عباس گفت: علی(ع) راست می‌گوید. مگر غیر از این است که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله هم قابل

ادامه مطلب»

تا وقتی زنده‌ام این‌ها را از من بگیر

ابن عباس: پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله [در بستر مرگ بود که] فرمود: ای عباس، ای عموی پیامبر خدا! آیا حاضری وصایت من را قبول کنی و قول‌ها و وعده‌هایم را عملی کنی و دِین من را اَدا کنی؟ عباس گفت: یا رسول الله، این عمویت مردی پیر و عیالوار است و شما

ادامه مطلب»

فکرم مشغول روز مرگ است

ابن عباس: به خدا قسم، تا زمانی که رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله، علی بن ابی‌طالب را «امیرالمؤمنین» صدا نزد، ما هم او را با این نام صدا نمی‌زدیم. روزی از یکی از کوچه‌های مدینه رد می‌شدیم که علی بن ابی‌طالب(ع) را دیدیم. جلو آمد و گفت: السلام علیک یا رسول الله

ادامه مطلب»

از چشمهای او مروارید آفرید

ابن عباس: علی بن ابی‌طالب علیه‌السّلام پیش رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله آمد. حاضرین گفتند: یا رسول الله، درود خدا بر تو و خاندانت، امیرالمؤمنین آمد. پیامبر(ص) فرمود: علی(ع) قبل از من امیرالمؤمنین نامیده شده است. پرسیدند: قبل از شما یا رسول الله؟! ایشان فرمود: و حتی پیش از عیسی(ع) و موسی(ع)!

ادامه مطلب»

دسترسی سریع

دسته بندی روایات