جابر بن عبدالله انصاری: مردمی از یمن با چهرههای گشاده و بشّاش به محضر رسول خدا صلیاللهعلیهوآله آمدند. پیامبر(ص) فرمود: اینها مردمی مهربان و ثابتقدم در ایمان هستند. «منصور» هم از نسل اینهاست(1) که به همراه هفتادهزار رزمنده برای یاری جانشین من و جانشین وصیّ من به میدان میآید. رزمندههایی که حمایل شمشیرهایشان از مَسَد(2) است.
عرض کردند: یا رسول الله، وصیّ شما کیست؟ فرمود: او همان کسی است که خدا به شما دستور داد تا به او متوسل شوید: «وَ اعْتَصِمواْ بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعًا وَ لا تَفَرَّقوا»{همگی به ریسمان خدا چنگ زنید، و متفرق نشوید.}(آل عمران/103).
گفتند: برای ما توضیح بدهید که این ریسمان چیست؟ پیامبر(ص) فرمود: این ریسمان، مصداق کلام خداست که فرمود: «إلّا بِحَبْلٍ مِنَ اللَّهِ وَ حَبْلٍ مِنَ النّاسِ»{مگر [آنکه] به ریسمانی از جانب خدا و یا ریسمانی از سوی مردم [چنگ زنند]}(آل عمران/112)، که منظور از «ریسمان الهی» قرآن است و منظور از «ریسمانی از مردم»، وصیّ من است.
مجددا عرض کردند: یا رسول الله، وصی تو کیست؟ ایشان فرمود: او همان کسی است که خدا دربارهاش فرمود: «أن تَقولَ نَفْسٌ یا حَسْرَتیٰ عَلیٰ ما فَرَّطتُ فی جَنبِ الله»{مبادا کسى روز قیامت بگوید: افسوس بر من از کوتاهیهایى که در اطاعت فرمان خدا کردم}(زمر/56).
پرسیدند: یا رسول الله، «جنب الله» کیست؟ فرمود: همان کسی که خداوند دربارهاش فرموده: «وَ یَوْمَ یَعَضُّ الظّالِمُ عَلیٰ یَدَیْهِ یَقولُ یا لَیْتَنی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسولِ سَبیلاً»{ستمکار دستهای خود را میگَزد [و] میگوید: «ای کاش با پیامبر راهی برمیگزیدم» }(فرقان/27). او وصیّ من است و راه رسیدن به من بعد از من است.
اهل یمن گفتند: یا رسول الله، تو را قسم به کسی که شما را به حقّ فرستاده، او را به ما نشان دهید که مشتاق دیدنش شدیم! ایشان فرمود: خدا او را نشانهای برای اهل ایمان قرار داده، کسانی که از روی نشانههای ظاهری و علائم ناچیز به حقایق اشیاء پی میبرند.(3) اگر به او طوری نگاه کنید که نگاه کسی که نیروی تعقّل دارد و با تأمل و دقت گوش میدهد و حاضر به شنیدن و فراگیری شنیدههای خود باشد(4)، متوجه خواهید شد که او وصیّ من است، همانطور که متوجه شدید من پیامبر شما هستم. بین جمعیت بروید و به چهرهها خیره بشوید. دلتان به هرکس متمایل شد، او وصیّ من است، چون که خدای عزّوجل در کتاب خود میفرماید: «فَاجْعَلْ أفْئِدَةً مِنَ النّاسِ تَهْوی إلَیْهِم»{دلهای مردم را متوجّه آنها کن}(ابراهیم/37)، که منظور او و نسل او هستند.
اینجا بود که ابوعامر اشعری، ابوغرّه خولانی، ظبیان، عثمان بن قیس، عرنه دوسیّ و لاحق بن علاقه بلند شدند و بین حاضران رفتند و به چهرهها خیره شدند و دست علی علیهالسلام(5) را گرفتند و گفتند: دلهای ما به او متمایل شد یا رسول الله! پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمود: خدا را شکر که شما وصیّ پیامبر خدا را قبل از آنکه به شما معرفی شود، شناختید و دانستید که وصیّ من اوست.
و بعد، آنها با صدای بلند گریه میکردند، در حالی که میگفتند: یا رسول الله، به چهرههای تکتک آنها نگاه کردیم، ولی دلمان به هیچکدامشان متمایل نشد. وقتی او را دیدیم، دلمان لرزید و تکان خورد، جانهای ما آرام شد، دلمان برای او غنج زد، چشمهایمان پر از اشک شد، سینههایمان خنک شد و آرام گرفت، به طوری که انگار او پدر ماست و ما فرزندان او هستیم!
پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمود: «وَ ما یَعْلَمُ تَأْویلَهُ إلّا اللَّهُ وَ الرّاسِخونَ فِی الْعِلْم»{معنایش را به جز خدا و راسخان در علم، نمیدانند.}(آل عمران/7). شما به خاطر منزلتی که دارید، مشمول لطف و احسان خدا هستید و از آتش دور هستید.
جابر بن عبدالله انصاری: این جماعت مؤمن نورانی، همانجا ماندند و به همراه امیرالمؤمنین علیهالسلام در جنگهای جمل و صفین شرکت کردند. خدا همه آنها را رحمت کند. پیامبر(ص) به آنها مژده بهشت را داده بود و گفته بود که به همراه علی بن ابیطالب علیهالسلام به شهادت خواهند رسید.
پ.ن(1): «منصور» کسی است که قبل از ظهور حضرت حجت عجلاللهتعالیفرجه و نزدیک به زمان ظهور، خروج میکند.
پ.ن(2): طنابی از لیف یا برگ درخت خرما.
پ.ن(3): اشاره به آیه «إنَّ فی ذٰلِکَ لَـآیاتٍ لِلْمُتَوَسِّمین»{در این، نشانههایی برای هوشیاران است}(حجر/75).
پ.ن(4): اشاه به آیه «إنَّ فی ذٰلِکَ لَذِکْرىٰ لِمَنْ کانَ لَهُ قَلْبٌ أوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهیدٌ»(ق/37).
پ.ن(5): «أنزع أصلع بطین» لقبی است که برای امیرالمؤمنین علی علیهالسلام استفاده میشود. «أنزع» به معنی کسی است که موهای دو طرف پیشانیاش ریخته است و معمولاً به عنوان یک صفت مثبت در نظر گرفته میشود و «أصلع» به معنای کسی است که شکمی بزرگ دارد. این لقب در بعضی روایات و زیارات ایشان ذکر شده است. برای این دو صفت، معانی کنایی در نظر گرفته شده و آن را به معنای بریده از شرک و مملو از علم دانستهاند.
