امیرالمؤمنین علی علیهالسلام: شبی رسول خدا صلیاللهعلیهوآله در خانه خدیجه بود که من را صدا زد آنجا بروم. وقتی به آنجا رسیدم، فرمود: به دنبال من بیا علی! ایشان به راه افتاد و من هم پشت سر او راه افتادم و کوچههای مکّه را گذشتیم تا اینکه به کعبه رسیدیم، در حالی بود که خدا همه را به خواب فرو برده بود. رسول خدا(ص) به من فرمود: یا علی! عرض کردم: گوش به فرمانم یا رسول الله. فرمود: از شانهام بالا برو!
و بعد پیامبر(ص) خم شد و من روی دوش او سوار شدم و بتها را با سر به زمین انداختم، و بعد، با هم از کعبه -که خدای متعال به آن شرافت عنایت فرماید- بیرون آمدیم تا اینکه به خانه خدیجه رسیدیم. آن حضرت به من فرمود: اولین کسی که بتها را شکست جدّ تو ابراهیم(ع) بود و بعد از او، تو ای علی آخرین بتشکن هستی.
وقتی مردم مکه صبح از خواب بیدار شدند، دیدند که بتها سرنگون شدهاند و گفتند: کسی غیر از محمّد(ص) و پسرعمویش این کار را نکرده است. از آن اتفاق به بعد، دیگر بتی در کعبه به پا داشته نشد.
