اصبغ بن نباته

بین تو و ابلیس چند واسطه است؟

امام حسن مجتبی علیه‌السلام: روزی نشسته بودم که مردی دراز قامت که شبیه نخل بود، داخل شد و وقتی قدم برمی‌داشت، صدای بندهای مفاصل او به گوش می‌آمد! پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: این از فرزندان آدم(ع) نیست! عرض کردند: مگر ممکن است کسی وجود داشته باشد که از فرزندان آدم(ع) نباشد؟!

ادامه مطلب»

وای بر کسی که من را نشناسد!

اصبغ بن نباته: شنیدم امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: وای بر کسی که آن‌طور که باید، من را و حقّ من را نشناسد! بدانید که حقّ من همان حقّ خداست، بدانید که حقّ خدا هم همان حقّ من است.

ادامه مطلب»

پس چرا با او جنگیدی؟

اصبغ بن نباته: عایشه حدیثی از پیامبر(ص) نقل کرد که: «علی(ع) بهترین انسانهاست. هرکس قبول نداشته باشد مطمئناً کافر شده و هر که قبول داشته باشد، یقیناً شاکر خداست». به او گفتند: پس چرا با علی(ع) جنگیدی؟ گفت: من سرخود با او نجنگیدم، بلکه طلحه و زبیر من را وادار

ادامه مطلب»

از «والدین» نافرمانی نکنید

اصبغ بن نباته از امیرالمؤمنین علیه‌السلام درباره مفهوم آیات «أنِ اشْکُرلی وَ لِوالِدَیْکَ إلَیَّ الْمَصیرُ * وَ إن جاهَداکَ عَلی أن تُشْرِکَ بی ما لَیْسَ لَکَ بِه عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما وَ صاحِبْهُما فِی الدُّنْیا مَعْروفًا وَاتَّبِعْ سَبیلَ مَنْ أنابَ إلَیَّ ثُمَّ إلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُم بِما کُنتُمْ تَعْمَلونَ»{شکرگزارِ من و والدینت

ادامه مطلب»

فلانی مال من است و فلانی مال تو

اصبغ بن نباته: علی علیه‌السلام فرمود: به خدا قسم، آن خبر بزرگی که درباره آن اختلاف دارند من هستم، هرگز درست نمی‌گویند. به‌زودی می‌فهمند. باز می‌گویم: هرگز درست نمی‌گویند. به‌زودی ‌می‌فهمند؛ وقتی که بین بهشت و جهنم می‌ایستم و خواهم گفت: فلانی مال من است و فلانی مال تو ای(جهنم)!

ادامه مطلب»

درباره موضوع امامت وحی نازل شده است

اصبغ بن نباته: امیرالمؤمنین علیه‌السلام در حالی که دست پسرش حسن علیه‌السلام را در دست داشت، پیش ما آمد و فرمود: روزی رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله در حالی که به همین شکل دست من را گرفته بود فرمود: بهترینِ مردم و سروَر آن‌ها بعد از من، این برادرم است و او

ادامه مطلب»

شیطان در ریشه موهایت نشسته است!

اصبغ بن نباته: امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام بر مردم خطبه می خواند و می‌فرمود: قبل از اینکه مرا از دست بدهید از من سؤال کنید، به خدا قسم، هر چیزی از گذشته و حال از من بپرسید شما را از آن باخبر می‌کنم. آنگاه سعد بن ابی وقاص بلند شد و

ادامه مطلب»

«دابة الارض» در کتب یهود

أصبغ بن نباته: معاویه به من گفت: ای شیعیان، گمان می‌کنید که علی«دابّة الأرض» است؟ گفتم: هم ما می‌گوییم و هم یهودیان! بعد به دنبال رأس جالوت فرستاد و احضارش نمود و به او گفت: وای بر تو، آیا «دابّة الأرض» در کتاب شما نوشته شده است؟ گفت: آری! گفت:

ادامه مطلب»

چه کسی نان و سرکه و روغن می‌خورد؟!

اصبغ بن نباته: در حالی بر امیرالمؤمنین علیه‌السلام وارد شدم که مشغول خوردن نان و سرکه و روغن بود؛ عرض کردم: یا امیرالمؤمنین، خدای عزّوجل می‌فرماید: «وَ إِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیهمْ أَخْرَجْنَا لهمْ دَابَّةً مِّنَ الْأَرْضِ تُکلَّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ کانُواْ بِآیَاتِنَا لَا یُوقِنُون» { و هنگامى كه فرمان عذاب آنها

ادامه مطلب»

افراط و تفریط ممنوع!

اصبغ بن نباته: حارث همدانی به همراه جمعی از شیعیان که من هم در میان آن‌ها بودم، به دیدار امیرالمؤمنین علیه‌السلام رفتند. حارث بیمار بود و هنگام راه رفتن تلو تلو می‌خورد و با عصای سرکجش به زمین ضربه می‌زد تا با آن تکیه کند. امام علی برای حارث ارزش

ادامه مطلب»

دسترسی سریع

دسته بندی روایات