عایشه

تو را طلاق می‌دهم!

سعد بن عبدالله قمی: از حجّت قائم(عج) سؤال کردم: ای مولای ما و ای پسر مولای ما، برای ما روایت شده که رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله حق طلاق همسرانش را به دست امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام واگذار کرد و آن حضرت در جنگ جمل، به عایشه پیغام داد: «تو با فتنه‌گری، بر

ادامه مطلب»

تو خودت شاهد بودی

و خزیمة بن ثابت انصاری ذو‌الشهادتین که از جنگجویان بدر بود، در جنگ جمل [این‌گونه رجز خواند]: – ای عایشه، علی(ع) و بدگویی از او را رها کن، چون که عیبی در او نیست، تو به جای مادر او هستی! – از میان خاندان پیامبر(ص)، فقط او وصیّ است، و

ادامه مطلب»

برای اثبات حرفت شاهد بیاور

مسروق بن اجدع: عایشه به من گفت: تو از فرزندان منی و از محبوب‌ترین آن‌ها پیش من هستی، بگو ببینم که آیا از آن مخدج -سردسته خوارج نهروان- خبر داری؟ گفتم: بله، علی بن ابی‌طالب او را در کنار نهری که بالای آن «تامَرّا» و پایین آن «نهروان» و بین

ادامه مطلب»

خدا عمروعاص را لعنت کند!

مسروق بن اجدع: وقتی عایشه فهمید که علی علیه‌السلام ذوالثدیه -سردسته خوارج نهروان- را کشته، گفت: خدا عمروعاص را لعنت کند که برایم نوشته بود خودش ذوالثدیه را در اسکندریه به قتل رسانده است! اما آنچه از علی(ع) در دل دارم باعث نمی‌شود که حدیثی را که از رسول خدا

ادامه مطلب»

سیّد عرب را صدا بزن

امام حسن مجتبی علیه‌السلام: رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله به من فرمود: سیّد عرب را صدا بزن، که منظورش علی علیه‌السلام بود. عایشه گفت: مگر سیّد عرب شما نیستید؟! پیامبر(ص) فرمود: من سیّد فرزندان آدم هستم و سیّد عرب علی(ع) است. وقتی علی(ع) آمد، پیامبر(ص) انصار را هم صدا زد که آمدند.

ادامه مطلب»

پس چرا با او جنگیدی؟

اصبغ بن نباته: عایشه حدیثی از پیامبر(ص) نقل کرد که: «علی(ع) بهترین انسانهاست. هرکس قبول نداشته باشد مطمئناً کافر شده و هر که قبول داشته باشد، یقیناً شاکر خداست». به او گفتند: پس چرا با علی(ع) جنگیدی؟ گفت: من سرخود با او نجنگیدم، بلکه طلحه و زبیر من را وادار

ادامه مطلب»

جایی بهتر برای نشستن پیدا نکردی؟!

ابن عباس: علی علیه‌السّلام وارد خانه رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله شد در حالی که عایشه هم آن‌جا بود. علی علیه‌السّلام بین پیامبر(ص) و عایشه نشست. عایشه گفت: جایی برای نشستن غیر از کنار پای من پیدا نکردی؟! رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله به پشت او زد و فرمود: ساکت شو! من را با

ادامه مطلب»

با این حساب، همه مردم هلاک شده‌اند!

شدّاد بن اوس: وقتی جنگ جمل اتفاق افتاد، با خودم گفتم: نه با علی(ع) می‌مانم و نه ضد او. نصف روز را نجنگیدم. شب شد و خدا در دلم انداخت که همراه علی(ع) شوم. به همراه او جنگیدم تا کار به پایان رسید. بعد عازم مدینه شدم و پیش اُمّ

ادامه مطلب»

خوش به حال دوستان و وای به حال دشمنان‌

عبد قیس: در جنگ جمل، علی‌بن‌ابی‌طالب(ع) آمد و وسط دو سپاه ایستاد در حالی که کجاوه عایشه را مردان بنی‌ضبه احاطه کرده بودند. فرمود: طلحه و زبیر کجا هستند؟ زبیر از صف سپاه بیرون آمد و تا نزدیک علی علیه‌السلام جلو رفت. امیرالمؤمنین(ع) به او فرمود: ای زبیر، چه انگیزه‌ای

ادامه مطلب»

وحشت نداشتن در قیامت

عایشه: پیامبر صلی الله علیه و آله به علی علیه‌السلام فرمود: برای تو همین کافی است که دوستدار تو هنگام مرگ حسرتی نخواهد داشت و در قبرش دچار هراس نخواهد شد و در روز قیامت به وحشت نخواهد افتاد!

ادامه مطلب»

دسترسی سریع

دسته بندی روایات