ام سلمه

کار خوبی کردی و تصمیم درستی گرفتی

ابو رافع: مردی پیش اُمّ سلمه همسر پیامبر(ص) رفت و او را از واقعه جمل باخبر کرد. اُمّ سلمه گفت: وقتی دل‌ها به پرواز در آمده بودند، پرنده دل تو به کدام سمت پرواز کرد؟ گفت: ای اُم‌المؤمنین، من در سپاه علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام بودم. ام سلمه گفت: کار

ادامه مطلب»

حق را رها کرده است

اُمّ سلمه: علی(ع) همراه با حقّ است، هر کس از او پیروی کند از حق پیروی کرده است و آن کسی که او را رها کند، حق را رها کرده است، و این عهدی است که رسول خدا(ص) قبل از مرگش بسته بود.

ادامه مطلب»

به شترم گفتم هیخ!

عبیدالله بن عبدالله کندی: معاویه بعد از انجام حج به مدینه آمد، در شرایطی که صحابه پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله در آن‌جا بسیار بودند. در مجلسی که بین عبدالله بن عباس و عبدالله بن عمر نشسته بود، با دست به پای ابن عباس زد و گفت: برای خلافت از پسر عموی تو

ادامه مطلب»

از هم جدا نمی‌شوند

اُمّ سلمه: شنیدم رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: علی با حقّ است و حق هم با علی است، و این دو از هم جدا نمی‌شوند تا اینکه روز قیامت در کنار حوض پیش من بیایند.

ادامه مطلب»

بشنو و شاهد باش

ابن عباس: رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله به ام سلمه فرمود: ای اُمّ سلمه، علی(ع) از من و من از علی(ع) هستم. گوشت او از گوشت من و خون او از خون من است. او منزلت و جایگاه هارون(ع) نسبت به موسی(ع) را پیش من دارد. ام سلمه! بشنو و شاهد باش

ادامه مطلب»

منظور از پیامبران، صدیقین، شهیدان و صالحین

امّ سلمة: از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله درباره آیه «فَاُوْلٰئِکَ مَعَ الَّذینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیهِم مِنَ النَّبیّینَ وَ الصِّدّیقینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصّالِحینَ وَ حَسُنَ اُولٰئِکَ رَفیقا»{در زمره کسانی خواهند بود که خدا ایشان را گرامی داشته؛ یعنی با پیامبران و صدّیقان و شهیدان و صالحین. و آنان چه رفیقان نیکویی

ادامه مطلب»

با این حساب، همه مردم هلاک شده‌اند!

شدّاد بن اوس: وقتی جنگ جمل اتفاق افتاد، با خودم گفتم: نه با علی(ع) می‌مانم و نه ضد او. نصف روز را نجنگیدم. شب شد و خدا در دلم انداخت که همراه علی(ع) شوم. به همراه او جنگیدم تا کار به پایان رسید. بعد عازم مدینه شدم و پیش اُمّ

ادامه مطلب»

شاهد باشید و حرفم را بفهمید

سلمان فارسی: روزی به رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله عرض کردیم: یا رسول الله، خلیفه بعد شما کیست تا او را بشناسیم؟ پیامبر(ص) به من فرمود: ای سلمان! ابوذر، مقداد و ابوایوب انصاری را بیاور [تا بگویم]. در حالی که امّ سَلَمه همسر پیامبر(ص) هم پشت در بود، ایشان به ما فرمود:

ادامه مطلب»

مانند دشنام به پیامبر(ص)

ابوعبدالله جدلی: پیش اُمّ سلمه همسر پیامبر  بودم که گفت: در بین شما به رسول خدا دشنام داده می‌شود؟! پاسخ دادم: پناه بر خدا! اُمّ سلمه گفت: رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرمود: هر کس به علی  دشنام بدهد، قطعاً به من دشنام داده است!

ادامه مطلب»

دو پرنده‌ای که به یاری امیرالمؤمنین علیه‌السلام آمدند

ام سلمه: علی علیه‌السلام به همراه بلال به دنبال ردّ پای رسول خدا رفتند؛ وقتی به کوه رسیدند ردّ پا قطع شد. در آن‌جا پیرمردی را دیدند که به عصا تکیه داده بود و عبایی بر شانه‌ داشت و ظاهرش شبیه چوپان‌ها بود. امام علی فرمود: ای بلال، بنشین تا

ادامه مطلب»

دسترسی سریع

دسته بندی روایات