امام حسن

کسی حق ندارد…

پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله: به جز من، علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم‌السلام و هر کسی که از خاندان من است کسی حق ندارد در مسجد جُنُب شود.

ادامه مطلب»

هنگام خواب، روح به کجا می‌رود؟

امام جواد علیه‌السلام: روزی امیرالمؤمنین علیه‌السلام به همراه امام حسن و سلمان فارسی – در حالی که امیرالمؤمنین به دست سلمان تکیه داده بود – به مسجدالحرام آمدند؛ مردی خوش منظر جلو آمد و به امیرالمؤمنین سلام کرد و امام پاسخ داد. آن مرد نشست و عرض کرد: یا امیرالمؤمنین،

ادامه مطلب»

وصیتی به نجیبِ اهل بیت

امام صادق علیه‌السلام: خدای عزّوجل قبل از رسیدن زمان رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله نامه‌ای سر به مُهر بر او نازل کرد و فرمود: ای محمّد، این نامه وصیّت تو به نجیب اهل بیت توست! فرمود: ای جبرئیل، نجیب اهل بیت من کیست؟ گفت: علی بن ابی طالب

ادامه مطلب»

در مورد الطاف ابوطالب سخن بگو

‌امام حسن علیه‌السلام، آیه «وَ أمّا بِنِعْمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّث»(ضحی/11) را اینگونه معنا کرده‌اند: ای محمّد، در مورد الطاف ابوطالب در حق خودت، و فضائل علی علیه‌السلام در کتاب خدا سخن بگو تا ولایت او را بپذیرند.

ادامه مطلب»

معنای آیه پنجاه و چهارم سوره فرقان

ابن عباس: خداوند نطفه‌ای سفید و مکنون آفرید و آن را در صلب آدم قرار داد. سپس آن را از صلب آدم به صلب پسرش شیث منتقل فرمود و از او به صلب أنوش، قینان و به همین صورت خداوند آن را در اصلاب رادمردان و رحم‌های پاک زنان جابه‌جا

ادامه مطلب»

عهد و پیمان منافق و فاسق

امیرالمؤمنین علیه السّلام در حال جان دادن فرمود: ای حسن، خداوند از پدرت پیمان گرفته که هر منافق و فاسقی را دشمن بدارد و از هر منافق و فاسقی نیز پیمان گرفته که پدرت را دشمن بدارد.

ادامه مطلب»

فرمان خدا فرا می‌رسد در حالی که شکمم خالی است

امیرالمؤمنین علیه‌السلام: به خدا قسم، محاسنم از بالای آن -به موی سفید جلوی پیشانی‌اش اشاره کرد- خضاب خواهد شد. بدبخت‌ترین مردم از این که آن را با خون خضاب کند، باز داشته نمی‌شود. در جای دیگری فرمود: ماه رمضان فرا می‌‌رسد و آسیاب شیطان در آن به گردش درمی‌‌آید. بدانید

ادامه مطلب»

لقبی که امیرالمؤمنین علیه‌السلام به اشعث داد

امام حسن بن علی علیهماالسلام: أشعث بن قیس کندی در خانه‌اش مأذنه‌ای بنا کرد و زمانی که در ساعات نماز، صدای اذان را از مسجد جامع کوفه می‌شنید، بالای مأذنه می‌رفت و فریاد می‌زد: ای مرد، واقعا که تو دروغ‌گو و ساحر هستی! پدرم نیز او را زبانه آتش می‌نامید.

ادامه مطلب»

دسترسی سریع

دسته بندی روایات