خلافت در دست دشمنان بنیامیه
امیرالمؤمنین علیهالسلام: ای فرزندان بنی امیه، به خدا قسم، به زودی این خلافت و دولت را در دست دیگران و در خانه دشمنان خود خواهید دید.
امیرالمؤمنین علیهالسلام: ای فرزندان بنی امیه، به خدا قسم، به زودی این خلافت و دولت را در دست دیگران و در خانه دشمنان خود خواهید دید.
جویریه بن مُسهِر، ابو رافع و حسین بن علی علیهما السلام: وقتی امیرالمؤمنین علیه السلام در بابل از فرات عبور کرد، خود همراه گروهی که با او بودند نماز عصر را خواند. اما مردم از عبور دادن آنها فارغ نشدند تا اینکه خورشید غروب کرد و اکثراً نماز عصر را
أصبغ بن نباته: امیرالمؤمنین علیه السلام به ما دستور داد تا از کوفه به مدائن برویم. روز یکشنبه حرکت کردیم ولی عَمرو بن حُریث به همراه هفت نفر تخلف کردند و به مکانی در حیره به نام خورنَق رفتند. گفتند: تفریح میکنیم و وقتی چهارشنبه شد می رویم و به
اعمش از مردی همدانی روایت میکند: در جنگ صفّین همراه علی علیه السلام بودیم. اهل شام، جناح راست سپاه امیرالمؤمنین را شکست دادند. مالک اشتر فریاد زد که عقبنشینی کنند. امیرالمؤمنین علیه السلام در همین حال، سه بار به اهل شام فرمود: ای ابومسلم، آنها را بگیر! مالک گفت: مگر
هرثمه بن سُلَیم: همراه علی علیه السلام به سمت صفین حرکت کردیم. وقتی به کربلا رسید، نماز را با ما خواند. بعد از سلام نماز، با دستش از خاک کربلا برداشت و بویید و فرمود: وای بر تو ای خاک! از تو گروهی محشور میشوند که بدون حساب وارد بهشت
ابن عباس: خورشید بازنگشت مگر برای سلیمان وصی داود، یوشع وصی موسی و علی بن ابی طالب وصی محمد صلوات الله علیهم أجمعین.
امیرالمؤمنین علیه السلام: انگار که من قصرهایی را میبینم که اطراف قبر حسین علیه السلام بنا شده است، و انگار من کجاوهها را میبینم که از کوفه به سوی قبر حسین میروند. شبها و روزهایی نمیگذرد تا این که از همه جا به سوی او روانه میشوند. و این در
حذیفه بن یمان در زمان عثمان به علی علیه السلام گفت: آن چه را که در حرّه به من گفتی به یاد آوردم. به خدا قسم معنا و تفسیر حرفت را تا امشب نفهمیده بودم که گفتی: «ای حذیفه، آن زمان که «عین»ها بر «عین» ظلم کنند تو چه میکنی؟!»
سعد بن وهب: زمانی که علی علیه السلام به سوی صفین میرفت، نزد ایشان فرستاده شدم. در کربلا نزد او رسیدم و دیدم که با دستش اشاره میکند و میگوید: اینجاست، اینجاست! مردی به او گفت: چیست ای امیر المؤمنین؟ فرمود: کاروانی از آل محمد صلی الله علیه و آله
جابر بن عبدالله انصاری: خورشید هفت بار با علی علیه السلام سخن گفت: بار اول به او گفت: ای امام المسلمین نزد پروردگارم مرا شفاعت کن تا عذابم نکند. بار دوم گفت: به من امر کن تا دشمنانت را بسوزانم که من آنها را از چهرههایشان میشناسم. بار سوم در