معجزات

از هوش رفته بودی!

امام صادق علیه السلام: علی علیه السلام به خاطر نیازی بر پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شد در حالی که بیهوش بود و سرش بر بالین جبرئیل قرار گرفته بود و جبرئیل به شکل دحیه کلبی بود. وقتی علی علیه السلام وارد شد جبرئیل به او گفت: سر

ادامه مطلب»

یا او دروغ‌گو است و یا دلیلی از طرف پروردگارش دارد

جندب بن عبدالله ازدی: همراه علی علیه السلام جنگ جمل و صفین را دیدم و در جنگ با کسانی که با آن‌ها جنگیدم تردید نکردم، تا این که به نهروان رفتم و در جنگ با آن قوم، دچار تردید شدم. با خود گفتم: قاریان و برگزیدگانمان را می‌کشیم، کار بزرگی

ادامه مطلب»

تو پریدی و قبول کردی!

أصبغ بن نباته: همراه امیرالمؤمنین علیه السلام نماز صبح را خواندیم. مردی که لباس سفر بر تن داشت آمد به سمت ما آمد. علی علیه السلام فرمود: اهل کجایی؟ گفت: شام. فرمود: چه چیزی تو را این جا آورده؟ گفت: حاجتی دارم. فرمود: به من بگو، اگر هم نمی‌گویی من

ادامه مطلب»

پیشگویی امیرالمؤمنین علیه‌السلام درباره خلفای بنی عباس

امیرالمؤمنین علیه السلام در یکی از خطبه‌های خود فرمود: وای بر این امت از مردانِ درخت ملعونه که پروردگارتان آن را ذکر کرده است. ابتدایشان سرسبز و انتهایشان شکافته و خرد شده است(1). بعد از آنان، امر ولایت امّت محمد(ص) را، مردانی بر عهده می‌گیرند که اولین آن‌ها مهربان‌ترینشان، دومی

ادامه مطلب»

داستان رد الشمس در زمان حیات پیامبر(ص)

ام سلمه، اسماء بنت عمیس، جابر انصاری، ابوذر، ابن عباس، خُدری، ابوهریره و امام صادق علیه السلام: رسول الله صلی الله علیه و آله در کُراع الغمیم نماز خواند. وقتی سلام داد بر او وحی نازل شد و علی علیه السلام آمد و او در این حالت بود و به

ادامه مطلب»

پیشگویی درباره یوسف بن عمر ثقفی

امیرالمؤمنین علیه السلام خطاب به مردم کوفه: ای مردم، من شما را به سوی حق دعوت کردم ولی شما از من رو برگرداندید. شما را با تازیانه زدم ولی مرا ناتوان کردید. بعد از من کسانی بر شما ولایت می‌یابند که این روگردانی را از شما نمی‌پذیرند، تا جایی که

ادامه مطلب»

لقبی که امیرالمؤمنین علیه‌السلام به اشعث داد

امام حسن بن علی علیهماالسلام: أشعث بن قیس کندی در خانه‌اش مأذنه‌ای بنا کرد و زمانی که در ساعات نماز، صدای اذان را از مسجد جامع کوفه می‌شنید، بالای مأذنه می‌رفت و فریاد می‌زد: ای مرد، واقعا که تو دروغ‌گو و ساحر هستی! پدرم نیز او را زبانه آتش می‌نامید.

ادامه مطلب»

بخش پایانی خطبه لؤلؤیه

علقمه بن قیس: امیرالمؤمنین علیه السلام بر منبر کوفه خطبه لؤلؤیه را برای ما ایراد کرد و در پایان سخنانش فرمود: بدانید که من به زودی مسافرم و به سوی غیب می‌روم. مواظب فتنه امویان و حکومت کسروی و کشتن آن چه خدا زنده کرده و زنده کردن آن چه

ادامه مطلب»

صدای ترسناک بازگشت خورشید

جویریه بن مُسهِر، ابو رافع و حسین بن علی علیهما السلام: وقتی امیرالمؤمنین علیه السلام در بابل از فرات عبور کرد، خود همراه گروهی که با او بودند نماز عصر را خواند. اما مردم از عبور دادن آن‌ها فارغ نشدند تا این‌که خورشید غروب کرد و اکثراً نماز عصر را

ادامه مطلب»

به خدا قسم، چیزی که امیرالمؤمنین به من خبر داده اتفاق خواهد افتاد

ابوالعالیه ریاحی: روزی مُزرع بن عبد الله، به من گفت: از امیرالمؤمنین(ع) شنیدم که می‌فرمود: به زودی لشکری خواهد آمد که وقتی وارد بیداء شود، زمین آنان را خواهد بلعید! گفتم: ای مزرع، آیا از غیب سخن می‌گویی؟ او گفت: جای آنچه را گفتم به خاطرت بسپار؛ زیرا به خدا

ادامه مطلب»

دسترسی سریع

دسته بندی روایات