علم

خدایا عقلش را بگیر

وقتی خبر آن چه بسر بن أرطاة در یمن انجام داده بود به امیرالمؤمنین علیه‌السلام رسید، فرمود: خدایا، بُسر دین خود را به دنیایش فروخته است، پس عقلش را از او بگیر. بسر زنده ماند تا این که دیوانه شد، به صورتی که شمشیری از چوب داشت و با آن

ادامه مطلب»

تفسیر سبحان‌الله چیست؟!

یزید بن اصم: مردی از عمر بن خطاب پرسید: ای امیرمؤمنان تفسیر «سبحان الله» چیست؟ عمر گفت: پشت این دیوار کسی است که اگر سؤال شود پاسخ خواهد داد و اگر سکوت کنی شروع به سخن گفتن خواهد کرد. مرد به آنجا رفت و علی بن ابی طالب را یافت.

ادامه مطلب»

اروت این وس!

ابن مسعود: در مسجد رسول الله صلی الله علیه و آله نزد امیرالمؤمنین علیه السلام نشسته بودم که مردی صدا زد: چه کسی مرا نزد مردی عالم راهنمایی می‌کند؟ گفتم: ای مرد، آیا سخن پیامبر را شنیده‌ای که فرمود: «من شهر علم هستم و علی درِ آن است»؟ گفت: بله.

ادامه مطلب»

امام شایسته‌تر از مأموم است!

سیف بن عَمیره: از موسی بن جعفر علیه‌السلام شنیدم که به مردی خبر مرگ او را می داد. به خودم گفتم: مگر او می داند آن مرد شیعه کِی می میرد؟! با حالتی غضب‌آلود فرمود: ای اسحاق! رُشَید هَجَری علم مرگ‌ها و مصیبت‌ها را می دانست، امام که شایسته‌تر و

ادامه مطلب»

ای لَفتی، درست وضو بگیر!

علی علیه السلام حسن بصری را دید که در نهری وضو می‌گرفت، به او فرمود: ای لَفتی، طهارتت را کامل کن! حسن در پاسخ گفت: دیروز مردانی را که کشتی که وضوی کاملی می‌گرفتند! ایشان فرمود: تو برای آنان اندوهگینی؟ گفت: بله. ایشان هم فرمود: خداوند اندوهت را طولانی‌تر کند!

ادامه مطلب»

سلونی قبل أن تفقدونی…

امیرالمؤمنین علیه السلام: از من سؤال کنید پیش از آنکه مرا از دست دهید. مردی گفت: به من بگو در سر و ریش من چند تار مو وجود دارد؟! علی علیه السلام فرمود: در هر تار موی سرت فرشته‌ای است که تو را لعن می‌کند، و در هر تار ریشت

ادامه مطلب»

فلان روز، بیمار می‌شوی!

سعد بن طَریف از اصبغ بن نُباته نقل می‌کند: هر کس پیش روی امیرالمؤمنین علیه السلام قرار می‌گرفت به او می‌ فرمود: ای فلانی آماده باش و برای خود هر چه می‌خواهی فراهم کن که در فلان روز، فلان ماه و فلان ساعت بیمار می‌شوی! و همان طور می‌شد که

ادامه مطلب»

من آن را شنیدم ولی کتمان کردم

زید بن اَرقَم: علی علیه‌السلام مردم را به مسجد فرا خواند و فرمود: دنبال شخصی می گردم که از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنید که می فرمود: «هر کس که من مولای اویم علی مولای اوست، پروردگارا هر کس که با او دوست است دوست بدار و

ادامه مطلب»

سؤالات رئیس کلیسا از امیرالمؤمنین علیه‌السلام

سلمان فارسی: شخصی به نام جاثلیق که رئیس کلیسایی بود، همراه تعدادی از نصرانی‌ها نزد ابوبکر آمد و در مورد مسائلی سؤال کرد که ابوبکر از پاسخ عاجز شد. عمر گفت: ای نصرانی، دست از این لجاجت بردار وگرنه خونت را مباح می‌شماریم! رئیس کلیسا گفت: ای فلانی، با کسی

ادامه مطلب»

آیا می‌دانی تأویل این آیه چیست؟!

امیرالمؤمنین علیه‌السلام نزد اشعث بن قیس آمد و درگذشت برادر او را که عبدالرحمن نام داشت تسلیت گفت. امیرالمؤمنین به او گفت، اگر جزع و فزع کنی تو حق خویشاوندی را به جا آورده ای و اگر صبر کنی حق خداوند را ادا کرده ای. چرا که اگر تو صبر

ادامه مطلب»

دسترسی سریع

دسته بندی روایات