این را به این خضاب میکنی
امیرالمؤمنین علیه السلام وقتی که عبد الرحمن بن ملجم لعنه الله با ایشان بیعت کرد به او فرمود: به خدا قسم که تو به بیعت من وفا نمیکنی و این را به این خضاب میکنی، با دست به سر و محاسنش اشاره کرد.
امیرالمؤمنین علیه السلام وقتی که عبد الرحمن بن ملجم لعنه الله با ایشان بیعت کرد به او فرمود: به خدا قسم که تو به بیعت من وفا نمیکنی و این را به این خضاب میکنی، با دست به سر و محاسنش اشاره کرد.
امام صادق یا امام باقر علیهما السلام: گروهی خواستند در ساحل عدن مسجدی بسازند، هر وقت آن را میساختند فرو میریخت. نزد ابوبکر آمدند، گفت: دوباره بسازید. آنان نیز محکمتر ساختند، ولی باز فرو ریخت. دوباره ساختند. مردم را خطاب قرار دادند و قسم دادند که هر کس میداند بگوید
مغیره بن شعبه نزد امیرالمؤمنین علیهالسلام آمد در حالی که ایشان در محراب نماز میخواند. به او سلام داد ولی امام پاسخ نداد. مغیره گفت: ای امیرالمؤمنین به تو سلام دادم چرا پاسخم را نمیدهی؟ انگار مرا نمیشناسی! امیرالمؤمنین فرمود: به خدا قسم میشناسمت، انگار که از تو بوی ریسیدن
معاویة بن جریر حضرمی: علی علیه السلام در حال بازدید از سپاهیان بود. ابن ملجم نزد او آمد. ایشان از اسم و نسبش پرسید و [او به گونهای پاسخ داد که] به کسی غیر از پدرش منتهی شد! امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: دروغ گفتی! [او نیز گفته خود را اصلاح کرد
امیرالمؤمنین علیهالسلام در وصف حمله مغول: آنان را میبینم که با چهرههایی مانند سپرهای چکش خورده، لباسهایی از دیباج و حریر پوشیدهاند و اسبهای اصیل را یدک میکشند. آنچنان کشتار و خونریزی دارند که مجروحان از روی بدن کشتگان حرکت میکنند و فراریان از اسیرشدگان کمترند. یکی از اصحاب گفت:
مینا غلام عبدالرحمن بن عوف: علی علیه السلام سر و صدایی از سپاه شنید و گفت: چه شده است؟ گفتند: معاویه مرده است. گفت: هرگز، قسم به کسی که جانم در دست اوست هلاک نخواهد شد تا این که این امّت گرد او جمع شوند. گفتند: پس برای چه با
دهقانی ایرانی، علی علیهالسلام را از روانه شدن به سوی خوارج برحذر داشت و به حضرت گفته بود: بدان که طالع ستارگان نحس شده و منحوسان سعید شده و سعیدان منحوس شدهاند. مرّیخ در صورت فلکی ثور تاثیر گذاشته و دو ستاره در صورت فلکی تو مختلف شدهاند. برای تو
امیرالمؤمنین علیهالسلام بعد از بیعت مردم و پیش از جنگهای سهگانه فرمود: من به جنگ با ناکثین، قاسطین و مارقین امر شدهام. یعنی به ترتیب اصحاب جمل، اصحاب صفّین و خوارج نهروان. و با آنها جنگید و همان طور شد که علی علیه السلام از آن خبر داده بود.
علی علیه السلام قبل از جنگ جمل، به طلحه و زبیر وقتی اجازه خواستند که به عمره بروند فرمود: به خدا قسم که قصد عمره ندارید بلکه میخواهید به بصره بروید. علی علیه السلام به ابن عباس که خبر اجازه گرفتن آن دو برای عمره را به حضرت داد فرمود:
امیرالمؤمنین علیهالسلام در ذیقار در حالی که برای گرفتن بیعت نشسته بود فرمود: از طرف کوفه، هزار مرد -نه یکی بیشتر و نه یکی کمتر- نزد شما میآیند و با من تا مرگ بیعت میکنند. ابن عباس گفت: مضطرب شدم و ترسیدم که افراد کمتر یا بیشتر از آن باشد