عبدالله بن مسعود: رسول خدا صلی الله علیه و آله از خانه زینب دخت جحش بیرون آمد تا اینکه به خانه اُمّ سلمه آمد. شخصی آمد و در زد. پیامبر فرمود: ای اُمّ سلمه، برخیز و در را برای وی باز کن. عرض کرد: یا رسول الله، این کیست که مقامش آنقدر والاست که من باید برایش در باز کنم و با مچهای بازم به استقبالش بروم در حالی که همین دیروز آیاتی از کتاب خدا – درباره حجاب – نازل شده است؟! فرمود: ای اُمّ سلمه، اطاعت از پیامبر اطاعت از خداست و نافرمانی رسول خدا نافرمانی خدای عزّوجل است. آنکه بر در است مردی سر به هوا و نادان نیست و وارد خانهای نمیشود مگر اینکه احساس کند بازکننده در به درون خانه بازگشته است. او خدا و رسولش را دوست میدارد و خدا و رسولش او را دوست میدارند.
اُمّ سلمه میگوید: در را گشودم، سپس او دو لنگه در را گرفت (تا باز نشوند و درون خانه مکشوف نگردد). سپس من آمدم و به پشت پرده رفتم و چون دیگر صدای پایم را نشنید، وارد خانه شد و به رسول خدا سلام کرد. سپس پیامبر فرمود: ای اُمّ سلمه، آیا این مرد را نمیشناسی؟! عرض کردم: آری، او علی بن أبی طالب است.
فرمود: او برادر من است، منش او منش من، گوشتش از گوشت من و خونش از خون من است.
ای اُمّ سلمه، او برآوردنده وعدههایم پس از من است، پس بشنو و شاهد باش ای اُمّ سلمۀ که این ولیّ من بعد از من است.
پس بشنو و شاهد باش ای اُمّ سلمه که اگر مردی هزار سال خدا را میان رکن و مقام عبادت کند ولی خدا را در حالی دیدار کند که دشمن او باشد، خدای عزّوجل او را با صورت در آتش جهنم خواهد افکند.
خطیب در کتاب «المناقب» این حدیث را با اضافاتی روایت کرده است:
و خون او از خون من است و او دروازه علم من است.
بشنو و گواه باش که او بعد از من کشنده ناکثین، قاسطین و مارقین است.
بشنو و گواه باش، به خدا سوگند او زنده کننده سنّت من است.
بشنو و گواه باش که اگر بندهای خدا را هزار سال بعد از هزار سال میان رکن و مقام عبادت کند آنگاه در حالی خدا را ملاقات کند که با علی دشمن باشد، خدا او را با صورت در آتش دوزخ خواهد انداخت.