جابر بن عبدالله انصاری: در حالی که ما در مسجد دراز کشیده بودیم، رسول خدا صلیاللهعلیهوآله با خوشه خرمایی که در دست داشت پیش ما آمد و فرمود: در مسجد میخوابید؟! گفتیم: دراز کشیدهایم، علی(ع) هم با ما دراز کشیده است.
رسول خدا(ص) فرمود: بیا علی، هرکاری که برای من مجاز است در مسجد انجام دهم، برای تو هم مجاز است. اگر بگویم که غیر از نبوت، همان جایگاه و منزلتی را برای من داری که هارون(ع) برای موسی(ع) داشت، راضی میشوی؟ قسم به آن کسی که جانم در دست اوست، در روز قیامت، این تو هستی که نااهلان را از حریم حوض من دور میکنی. با عصایی از درخت عوسج که در دست داری، مردم را طوری از نزدیک شدن به حوض من دور میکنی که انگار شتر آبگمکرده را از آب دور میکنند!