حوض کوثر

کار خوبی کردی و تصمیم درستی گرفتی

ابو رافع: مردی پیش اُمّ سلمه همسر پیامبر(ص) رفت و او را از واقعه جمل باخبر کرد. اُمّ سلمه گفت: وقتی دل‌ها به پرواز در آمده بودند، پرنده دل تو به کدام سمت پرواز کرد؟ گفت: ای اُم‌المؤمنین، من در سپاه علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام بودم. ام سلمه گفت: کار

ادامه مطلب»

رنگ چهره‌اش تغییر کرد

انس بن مالک: خدمتکار پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله بودم. هر وقت پیش ایشان از علی(ع) یاد می‌شد، شادی در چهره مبارکشان پیدا می‌شد. یک‌بار، مردی از فرزندان عبدالمطلّب وارد شد و نشست و پشت سر علی(ع) شروع به بدگویی کرد به طوری که رنگ چهره پیامبر(ص) هر لحظه تغییر می‌کرد. اما طولی

ادامه مطلب»

از هم جدا نمی‌شوند

اُمّ سلمه: شنیدم رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: علی با حقّ است و حق هم با علی است، و این دو از هم جدا نمی‌شوند تا اینکه روز قیامت در کنار حوض پیش من بیایند.

ادامه مطلب»

چرا این‌طور نگویم؟!

انس بن مالک: شنیدم رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: همین حالا از این در کسی وارد می‌شود که بهترینِ اوصیا، سرور شهیدان و نزدیک‌ترین فرد در منزلت به پیامبران است. اینجا بود که علی بن ابی طالب علیه‌السلام وارد شد. بعد پیامبر(ص) فرمود: چرا این‌طور نگویم یا أباالحسن، در حالی که

ادامه مطلب»

وعده من و شما بر سرحوض کوثر

امام باقر علیه‌السلام: پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله به علی علیه‌السلام فرمود: مصداق آیه «إنَّ الَّذینَ آمَنواْ وَ عَمِلواْ الصّالِحاتِ أُوْلائِکَ هُمْ خَیرُ الْبَریَّه»{کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده‌اند، بهترین خلق خدا هستند}(بیّنه/۷) تو و شیعیان تو هستند، و وعده من و شما بر سرحوض کوثر است که وقتی مردم

ادامه مطلب»

شما هم همان راهی را بروید که دوستانتان رفتند

مالک بن ضَمره: وقتی ابوذر رحمةالله‌علیه تبعید شد، در جلسه‌ای با حضور علی بن ابی‌طالب علیه السّلام، مقداد بن اسود، عمّار بن یاسر، حذیفة بن یمان و عبدالله بن مسعود گفت: حدیثی بگویید که با آن یادی از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله کرده باشیم، به نبوّت او گواهی داده باشیم، در

ادامه مطلب»

در مسجد می‌خوابید؟!

جابر بن عبدالله انصاری: در حالی که ما در مسجد دراز کشیده بودیم، رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله با خوشه خرمایی که در دست داشت پیش ما آمد و فرمود: در مسجد می‌خوابید؟! گفتیم: دراز کشیده‌ایم، علی(ع) هم با ما دراز کشیده است. رسول خدا(ص) فرمود: بیا علی، هرکاری که برای من

ادامه مطلب»

خدا خواست که امتحان کند

جابر بن عبدالله انصاری: در محضر رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله نشسته بودیم که علی علیه‌السلام آمد. رسول خدا(ص) به او نگاه کرد و فرمود: شکر خدایی که شریک ندارد! عرض کردیم: درست است یا رسول الله، شکر خدایی که شریک ندارد، ولی تصوّر می‌کنیم شما چون از چیزی متعجّب شده‌اید، این

ادامه مطلب»

تا به حال این اسم‌ها را نشنیده‌ام

ابن عباس: به محضر رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله رسیدم. دیدم که حسن(ع) بر روی شانه و حسین(ع) روی زانوی ایشان بودند و آن حضرت ایشان را غرق بوسه کرد و فرمود: خدایا، با دوستان‌شان دوست و با دشمنان‌شان دشمن باش! بعد فرمود: ای ابن عباس، می‌بینم روزی را که موی سفیدش

ادامه مطلب»

دسترسی سریع

دسته بندی روایات