عمار یاسر: علی بن ابی طالب در حال خواندن نافله بود که در حالت رکوع سائلی نزد وی آمد. پس انگشتری خود را در آورد و به سائل داد. سپس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمده و آن حضرت را از موضوع آگاه نمود. آنگاه آیه: «إنَّما
جابر بن عبدالله انصاری: در محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله نشسته بودیم که یک عرب پریشان حال و ژولیده احوال بر ما وارد گشت که جامههای کهنه و پاره بر تن داشت و فقر از رخسارش میبارید. وقتی وارد شد و سلام داد، این ابیات را خواند:
عبدالله بن عباس در حالی که بر لبه چاه زمزم نشسته بود، از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت نقل میکرد. مردی با چهرهای پیچیده با عمامه وارد شد. هر چه ابن عباس «قال رسول الله» میگفت و روایتی نقل می کرد، آن مرد هم «قال رسول الله»