چشمک

انگار پرنده روی سرشان لانه کرده!

ابن مسعود: پیامبر(ص) در بستر مرگ بود و من برای عیادت پیش ایشان رفتم. وقتی وارد مسجد شدم، مردم را دیدم که آن چنان ساکت بودند انگار پرنده روی سرشان لانه کرده باشد! در همین لحظات، امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام آمد و به رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله سلام کرد. در

ادامه مطلب»

با چشم و ابرو به هم اشاره می‌کردند

مجاهد بن جبر: عده‌ای از اهل قریش در حیاط کعبه می‌نشستند و به صحابه پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله اشاره می‌کردند و آنان را مسخره می‌کردند. روزی علی علیه‌السلام به همراه تعدادی از اصحاب پیامبر(ص) از کنار آنان عبور می‌کردند که مورد ریشخند و تمسخر آنان قرار گرفتند. آن‌ها به هم چشمک می‌زدند

ادامه مطلب»

به یکدیگر چشمک می‌زدند

عبایة بن ربعی: علی علیه‌السلام در حال عبور از کنار جمعی از قریش بود. در حالی که به یکدیگر چشمک می‌زدند، گفتند: نگاه کنید، این همان کسی است که محمد(ص) او را انتخاب کرده و از بین اعضای خانواده‌اش او را بر دیگران ترجیح داده است. خدا هم این آیات

ادامه مطلب»

برای تمسخر، به یکدیگر چشمک می‌زدند

امام باقر علیه السّلام درباره آیه «إنّا کَفَیْناکَ الْمُسْتَهزِئینَ»{ما [شرّ] استهزاکنندگان را از تو برطرف خواهیم کرد}(حجر/95) می‌فرماید: مراد از «مستهزئین» یعنی دشمنان امیرالمؤمنین علیه السّلام و دوستانشان و هرکه ایشان را تمسخر می‌کرده است، و اینان همان کسانی هستند که گفتند: این برگزیده محمّد از میان خاندان اوست و

ادامه مطلب»

دسترسی سریع

دسته بندی روایات