حذیفه بن یمان

چشم و گوش ما بسته شد

ربیعه سعدی: حذیفة بن یمان در زمان عثمان، حاکم مدائن بود. وقتی علی علیه‌السّلام امیر مؤمنان شد، نامه‌ای به حذیفه نوشت و به او گفت که مردم با او بیعت کرده‌اند. حذیفه هم که علیل و ناتوان شده بود، صاف نشست و سه‌بار گفت: به خدا قسم، حقیقتاً امیرالمؤمنین حقیقی

ادامه مطلب»

تو هم بلند شو و سلام کن

امام صادق علیه‌السّلام: وقتی مردم با علی علیه‌السّلام به عنوان «امیرالمؤمنین» بیعت کردند، رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله به ابوبکر فرمود: بلند شو و به علی(ع) با لقب امیرالمؤمنین سلام کن. ابوبکر گفت: این دستور از طرف خدا و پیامبر خداست؟ پیامبر(ص) فرمود: بله، از طرف خدا و پیامبر خداست. بعد، به

ادامه مطلب»

علت بارش باران

حذیفة بن یمان: روزی بعد از اقامه نماز با رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله، به ما فرمود: ای یاران من، شما را به ترس از خدا و عمل به فرمانش سفارش می‌کنم، زیرا هرکس به آن عمل کند رستگار، بهره‌مند و پیروز می‌شود و هر کس ترکش کند پشیمان خواهد شد. پس،

ادامه مطلب»

مسلمانان کجا بودند تا ببینند…

ربیعة بن مالک: پیش حذیفة بن یمان رفتم و گفتم: اباعبدالله، مردم درباره علی‌بن‌أبی‌طالب و مناقب او گفت‌وگو می‌کنند اما مردم بصره به آنان می‌گویند شما درباره منزلت این مرد افراط می‌کنید. حدیثی درباره او برایم نقل می‌کنی که آن را برای مردم روایت کنم؟ حذیفه گفت: ای ربیعه، این

ادامه مطلب»

همه مسلمانان ترسیدند

حذیفة بن یمان: زمانی که عمرو بن عبدوُد [در جنگ خندق] طلب مبارز کرد، همه مسلمانان به جز علی علیه‌السلام از رویارویی با او خودداری کردند. اما، علی علیه‌السلام به جنگ او رفت و خداوند عمرو را به دست علی به قتل رساند. به خدا قسم، کار آن روز علی

ادامه مطلب»

داستان غدیر از زبان زید بن ارقم

جابر بن ارقم: در حالی که در مجلسی بودیم و برادرم زید بن ارقم با ما حرف می‌زد، ناگهان مردی که سوار بر اسب بود و لباس سفر به تن داشت وارد جمع ما شد و سلام کرد، ایستاد و گفت: آیا زید بن ارقم در بین شماست؟ زید پاسخ

ادامه مطلب»

«عین»ی که بر «عین» ظلم می‌کند

حذیفه بن یمان در زمان عثمان به علی علیه السلام گفت: آن چه را که در حرّه به من گفتی به یاد آوردم. به خدا قسم معنا و تفسیر حرفت را تا امشب نفهمیده بودم که گفتی: «ای حذیفه، آن زمان که «عین»ها بر «عین» ظلم کنند تو چه می‌کنی؟!»

ادامه مطلب»

نتیجه بحث و داوری در مورد امامت

عبدالله بن موسی: دو مرد در مورد امامت به مشاجره پرداختند و به داوری شریک بن عبدالله رضایت داده، نزد وی آمدند. شریک گفت: مرا اعمش از شقیق از سلمه از حذیفة بن یمان روایت کرده که پیامبر صلی الله علیه و آله  فرمود: «خداوند عزّوجل علی را ستون خیمه

ادامه مطلب»

دسترسی سریع

دسته بندی روایات