عمر بن خطاب

اشعار حَسّان بن ثابت در روز جنگ خیبر

ابوسعید خُدری: پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله عمر را به سمت خیبر فرستاد، ولی او و همراهانش شکست خوردند، در نتیجه، در حالی که به همراهانش «ترسو» می‌گفت و آنها هم او را متهم به ترس و بزدلی می‌کردند، پیش پیامبر اکرم برگشت. این اتفاق، پیامبر را بسیار ناراحت کرد و شب را

ادامه مطلب»

فرماندهی را دوست نداشتم!

عمر خطاب: قبل از جنگ خیبر فرماندهی را دوست نداشتم، اما آن روز به امید دعوت به آن، خود را مشتاق نشان دادم. ولی رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله علی‌بن‌أبی‌طالب علیه‌السلام را صدا زد و پرچم را به او داد و فرمود: برو و به کاری جز این مشغول نباش تا اینکه

ادامه مطلب»

چشم همه به سمت پرچم بود

بریده اسلمی: رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله مردم خیبر را محاصره کرد و این محاصره آنقدر طول کشید تا اینکه برای تأمین آذوقه دچار مشکل شدیم. رسول خدا پرچم را به دست عمربن‌خطاب داد و عده‌ای هم با او همراه شدند. وقتی با اهل خیبر روبه‌رو شدند، عمر و یارانش شکست خوردند

ادامه مطلب»

تا پیروز نشود، برنمی‌گردد

جابر بن عبدالله انصاری: پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، ابوبکر را با پرچم سفیدش به همراه جمعی از مهاجران برای فتح خیبر فرستاد، اما در حالی برگشت که یارانش را سرزنش می‌کرد و آنان هم او را سرزنش می‌کردند! سپس پیامبر، عمر را مأمور فتح خیبر کرد و او هم در حالی برگشت

ادامه مطلب»

او اهل حمله است و اهل فرار نیست

ابوهریره: رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله ابوبکر را به سمت قلعه خیبر فرستاد، اما او نتوانست آن را فتح کند. سپس عمر را فرستاد ولی به دست او هم فتح نشد. بعد از آن، پیامبر فرمود: فردا پرچم را به مردی می‌سپارم که اهل حمله است و اهل فرار نیست، خدا و

ادامه مطلب»

با خیال راحت، تا فردا منتظر شدیم

بریده اسلمی: در غزوه خیبر حضور داشتیم که پرچم را ابوبکر به دست گرفت و عازم فتح قلعه شد، اما ناکام ماند و خیبر به دست او باز نشد. فردای آن روز عمر پرچم را گرفت و ناکام برگشت. بعد از او، عثمان آن را گرفت و دروازه خیبر به

ادامه مطلب»

مواظب باش که پیمان نشکنی!

امام صادق علیه‌السلام: وقتی سخنرانی رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله در  غدیر تمام شد، در بین مردم، مردی زیبارو، خوش‌منظر و خوشبو را دید که می‌گفت: به خدا قسم هرگز این چنین روزی ندیده بودم. چه پیمان محکمی را برای ولایت پسرعمویش مورد تأکید قرار می‌دهد! چنان عهد و بیعت محکمی برای

ادامه مطلب»

خوش به حالت اباالحسن!

ابوسعید خدری: [پس از معرفی علی علیه‌السلام به عنوان ولی در غدیر خم] پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: ای مردم، به من تبریک بگویید، زیرا خداوند متعال  نبوّت را به من و امامت را به اهل بیت من اختصاص داد. سپس عمر با امیرالمؤمنین علیه‌السلام ملاقات نمود و گفت: خوش به حالت

ادامه مطلب»

از حالا مولای همه شدی!

براء بن عازب: وقتی همراه رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله از حجّة‌الوداع برگشتیم، در غدیرخُم بودیم که پیامبر صدا زد: نماز جماعت. زیر دو درخت برای پیامبر جارو زده شد. پس از آن، دست علی علیه‌السلام را بالا برد و فرمود: آیا من مقدم‌تر از مؤمنان به خودشان نیستم؟! مردم گفتند: بله

ادامه مطلب»

دسترسی سریع

دسته بندی روایات