عمر بن خطاب

ویژگی درخت طوبا

ابوهُریره: رسول خدا صلی الله علیه و آله روزی به عمر خطّاب فرمود: ای عمر، در بهشت درختی وجود دارد که شاخ و برگ آن همه‌ی خانه‌ها و مجالس و کاخ‌های بهشتی را پوشش می‌دهد، ریشه‌ی این درخت در خانه‌ی من است. سه روز از این موضوع گذشت و پیامبر

ادامه مطلب»

با این رفتارت مرا آزار نده!

امیرالمؤمنین علیه‌السلام: در حالی به حضور پیامبر صلی الله علیه و آله رسیدم که ابوبکر و عمر نزد ایشان بودند؛ من هم بین آن حضرت و عایشه نشستم. عایشه گفت: برای نشستن جایی جز کنار من یا کنار رسول خدا پیدا نکردی؟! پیامبر اکرم فرمود: ای عایشه تندی نکن و

ادامه مطلب»

تأخیر امیرالمؤمنین علیه‌السلام در بازگشت از زیرِ زمین!

ابوسعید خدری: روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله و گروهی از اصحاب در «أبطح» نشسته بودند؛ پیامبر اسلام مشغول سخن گفتن برای ما بود، ناگهان گردبادی بلند شد و گرد و غبار به راه انداخت و نزدیک ایشان شد. شخصی که در آن بود به حضرت سلام کرد

ادامه مطلب»

کسی راستگوتر از اصحاب کهف نیست!

سلمان فارسی: ابوبکر، عمر و عثمان به ملاقات رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله رفتند و گفتند: یا رسول الله، چرا همیشه علی را بر ما برتری می‌دهید؟ فرمود: این من نیستم که او را برتری داده‌ام بلکه خدای متعال او را برتری داده است. گفتند: به چه دلیل؟ فرمود: اگر از من

ادامه مطلب»

بلند شو به خورشید سلام کن

جابر بن عبدالله و انس بن مالک: گروهی نزد عمر به بدگویی از علی علیه‌السلام پرداختند. سلمان گفت: عمر، آیا فراموش کردی روزی را که ابوبکر، من و ابوذر نزد رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله بودیم و ایشان فرشی برای ما پهن کرد و هر یک از ما را در گوشه‌ای نشاند

ادامه مطلب»

اصحاب کهف جواب سلام چه کسانی را می‌دهند؟

شریک بن عبدالله: پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله امام علی، ابوبکر و عمر را نزد اصحاب کهف فرستاد و فرمود: نزد آن‌ها بروید و سلام مرا به ایشان برسانید. وقتی از نزد آن حضرت بیرون آمدند، ابوبکر به امیرالمؤمنین علیه السلام گفت: آیا می‌دانی آن‌ها کجا هستند؟ فرمود: رسول خدا هیچ‌گاه ما را

ادامه مطلب»

یکی‌یکی شمردم تا به سیصد و شصت رسیدم

ابن عباس: رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله، علی علیه‌السلام را صدا زد و فرمود: بنشین اینجا و مراقب در باش که امروز کسی وارد اینجا نشود، زیرا گروهی از فرشتگان خدا از پروردگارشان اجازه گرفته‌اند که امروز تا شب با من گفت‌وگو کنند. سپس علی بن أبی طالب(ع) کنار در نشست. عمر

ادامه مطلب»

چشم خدا، به تو افتاد و دست خدا تو را زد!

اصمعی: مردی که سرش دچار شکستگی بود به شکایت از علی علیه‌السلام پیش عمر خطاب آمد. علی علیه‌السلام فرمود: او را در حالی دیدم که در حرم خدا به زنان مسلمان نگاه می‌کرد. عمر به آن مرد گفت: برو و دست از شکایت بردار، چون که چشمی از چشمان خدا

ادامه مطلب»

هرکس دوست ندارد، به طرف شام برود!

حذیفة بن أسید غفاری: زمانی که صحابه پیامبر به مدینه آمدند، خانه نداشتند و به همین دلیل، در مسجد می‌خوابیدند. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله به ایشان فرمود: در مسجد نخوابید، زیرا ممکن است در آن محتلم شوید. در نتیجه، آنها خانه‌هایی در اطراف مسجد ساختند و درهای آن را به سمت مسجد

ادامه مطلب»

به آزار منافقان اهمیت نده

امیرالمؤمنین علیه‌السلام: زمانی که رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله مسجد خود را در مدینه ساخت و درِ خانه خود را رو به سمت آن قرار داد و مهاجران و انصار هم  درِ خانه‌های خود را به سمت مسجد قرار دادند، خدای عزّوجل خواست که پیامبر و خاندان بزرگوارش را به وسیله فضیلتی

ادامه مطلب»

دسترسی سریع

دسته بندی روایات