دوستی

این آقا را دوست داری؟!

أنس بن مالک: بعد از داستان خیبر، مردها، پسرهای خود را روی دوش می‌گرفتند، سر راه علی علیه‌السّلام می‌ایستادند و با اشاره به ایشان به فرزند خود می‌گفتند: این آقا را دوست داری؟! اگر می‌گفت بله، او را قبول می‌کردند و اگر می‌گفت نه، او را به زمین می‌انداختند و

ادامه مطلب»

خوشه موزی که به پیامبر(ص) هدیه شد

علی بن أبی طالب علیه السّلام: خوشه‌ای موز به پیامبر صلی الله علیه و آله هدیه شد. آن حضرت شروع به پوست کندن موز و گذاشتن آن در دهان من کرد. یکی به وی عرض کرد: یا رسول الله، شما علی را دوست می‌دارید؟ فرمود: مگر ندانستی که علی از

ادامه مطلب»

هرچه می‌خواهی از خدا بخواه

ابن عباس: رسول خدا صلی الله علیه و آله دست من و دست امیرمؤمنان علی بن أبی‌طالب علیه السّلام را گرفت و ما را به بالای کوه «ثبیر» برد، چند رکعت نماز خواند و سپس دستان خود را به سوی آسمان بلند کرد و فرمود: «خداوندا، موسی بن عمران از

ادامه مطلب»

ویژگی‌های محبان و شیعیان امیرالمؤمنین علیه‌السلام

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: ای علی، خداوند دوست داشتن بینوایان و مستضعفان در زمین را به تو عطا فرمود و تو به برادری آنان خوشنود گشتی و آن‌ها نیز به پیشوایی تو خوشنود شدند؛ پس خوشا به حال کسی که تو را دوست بدارد و تصدیقت

ادامه مطلب»

اروت این وس!

ابن مسعود: در مسجد رسول الله صلی الله علیه و آله نزد امیرالمؤمنین علیه السلام نشسته بودم که مردی صدا زد: چه کسی مرا نزد مردی عالم راهنمایی می‌کند؟ گفتم: ای مرد، آیا سخن پیامبر را شنیده‌ای که فرمود: «من شهر علم هستم و علی درِ آن است»؟ گفت: بله.

ادامه مطلب»

سخن مار در گوش امیرالمؤمنین علیه‌السلام

امام صادق علیه السّلام: علی بن أبی طالب بر منبر کوفه مشغول سخنرانی بود که از انتهای مسجد مار بزرگی وارد شد، مردم با کفش‌های خود به آن حمله‌ور شدند. علی علیه السّلام به ایشان فرمود: صبر کنید، خدا رحمتتان کند، این مار مأمور است. لذا مردم دست از آن

ادامه مطلب»

چقدر علی(ع) را دوست داری!

مردی به سلمان گفت: چه بسیار علی علیه السّلام را دوست می‌داری! گفت: شنیدم رسول خدا صلی الله علیه و آله می‌فرمود: هر کس علی را دوست بدارد، مرا دوست داشته است و هرکس با علی دشمنی کند، با من دشمنی کرده است.

ادامه مطلب»

تمام بزرگان عرب، کینه من را در دل دارند

امام باقر علیه السّلام: در حالی که مردان قریش مشغول گفتگو درباره موضوعی بودند، امیرمؤمنان علی بن أبی طالب علیه السّلام سر رسید، و چون او را دیدند، سکوت کردند. این کار آن‌ها بر آن حضرت گران آمد. نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و عرض کرد:

ادامه مطلب»

درخواست مرد فقیر از پیامبر(ص)

جابر بن عبدالله انصاری: در محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله نشسته بودیم که یک عرب پریشان حال و ژولیده احوال بر ما وارد گشت که جامه‌های کهنه و پاره بر تن داشت و فقر از رخسارش می‌بارید. وقتی وارد شد و سلام داد، این ابیات را خواند:

ادامه مطلب»

دسترسی سریع

دسته بندی روایات