داماد پیامبر

فرستاده وصی پیش ما آمد

اشعث بن قیس [در میانه جنگ صفین، این‌ اشعار را سرود]: – آن فرستاده پیش ما آمد، فرستاده‌ای که به سوی مردم آمد. مسلمانان از آمدنش خوشحال شدند؛ – او فرستاده آن وصی بود، یعنی وصیّ پیامبر(ص). همان کسی که در بین مؤمنین از فضیلت و سبقت در اسلام آوردن

ادامه مطلب»

داماد با دوست برابر نیست!

ابن عباس: رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله به همراه جمعی از صحابه که حسّان بن ثابت هم در جمع آنها بود در منا بودند. پیامبر(ص) فرمود: ای مسلمانان، این علی بن ابی‌طالب است، سیّد عرب و وصیّ اکبر. منزلت و جایگاه او نسبت به من، مثل منزلت هارون(ع) برای موسی(ع) است، با

ادامه مطلب»

خدا خواست که امتحان کند

جابر بن عبدالله انصاری: در محضر رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله نشسته بودیم که علی علیه‌السلام آمد. رسول خدا(ص) به او نگاه کرد و فرمود: شکر خدایی که شریک ندارد! عرض کردیم: درست است یا رسول الله، شکر خدایی که شریک ندارد، ولی تصوّر می‌کنیم شما چون از چیزی متعجّب شده‌اید، این

ادامه مطلب»

نامت را بر سر زبان‌ها انداختیم

مقداد بن اسود کندی: همراه رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله بودیم. ایشان دست به پرده کعبه می‌فرمود: خدایا، بازویم را قوی کن و پشتیبان من باش. به من شرح صدر بده و اسمم را بر سر زبان‌ها بینداز! جبرئیل علیه‌السلام نازل شد و گفت: ای محمّد بخوان! فرمود: چه بخوانم؟ گفت: بخوان:

ادامه مطلب»

دسترسی سریع

دسته بندی روایات