رسول خدا صلی الله علیه و آله دست حسن و حسین علیهما السلام را گرفت و فرمود: هرکس مرا و این دو و پدر و مادرشان را دوست داشته باشد، در روز قیامت با من در مرتبه من خواهد بود.
ابن عباس: در حالی که در ذی قار همراه امیرالمؤمنین علیهالسلام بودم، پسرش حسن علیه السلام را به کوفه فرستاد تا از اهالی آن برای جنگ با ناکثین بصره، یاری بگیرد. به من فرمود: ای ابن عباس، امروز پسرم حسن میآید و ده هزار سوار و پیاده همراه او است،
ابوسعید خُدری: در محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله نشسته بودیم که مردی نزد آن حضرت آمد و عرض کرد: یا رسول الله، مرا از کلام خدای عزّوجل به ابلیس که فرمود: «أسْتَکْبَرْتَ أمْ کُنتَ مِنَ الْعالین»{آیا تکبّر کردی یا از برترینها بودی؟}(ص/75) آگاه فرمایید که اینان که
نهج البلاغه: مروان بن حکم در جنگ جمل اسیر شد. امام حسن و امام حسین علیهما السلام نزد پدر شفاعت او را کردند و در مورد او با امیرالمؤمنین علیه السلام صحبت کردند و امام او را رها کرد. گفتند: ای امیرالمؤمنین! مروان با شما بیعت میکند. علی علیهالسلام فرمود: