خانوادگی

فکرم مشغول روز مرگ است

ابن عباس: به خدا قسم، تا زمانی که رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله، علی بن ابی‌طالب را «امیرالمؤمنین» صدا نزد، ما هم او را با این نام صدا نمی‌زدیم. روزی از یکی از کوچه‌های مدینه رد می‌شدیم که علی بن ابی‌طالب(ع) را دیدیم. جلو آمد و گفت: السلام علیک یا رسول الله

ادامه مطلب»

اسم تو را از اسم خودم گرفتم

رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله: قسم به آن کسی که من را به حق، مژده‌رسان و هشداردهنده فرستاد، کرسی و عرش مستقر شدند و فلک به گردش در آمد و آسمان‌ها و زمین به پا شدند، فقط و فقط به واسطه اینکه خداوند بر روی آن‌ها نوشت: «لا إله الا الله، محمّد

ادامه مطلب»

از چشمهای او مروارید آفرید

ابن عباس: علی بن ابی‌طالب علیه‌السّلام پیش رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله آمد. حاضرین گفتند: یا رسول الله، درود خدا بر تو و خاندانت، امیرالمؤمنین آمد. پیامبر(ص) فرمود: علی(ع) قبل از من امیرالمؤمنین نامیده شده است. پرسیدند: قبل از شما یا رسول الله؟! ایشان فرمود: و حتی پیش از عیسی(ع) و موسی(ع)!

ادامه مطلب»

شیطان را صدا می‌زنند

امام صادق علیه‌السّلام: مردی پیش اباعبدالله الحسین علیه‌السّلام رفت و گفت: السّلام علیک یا امیرالمؤمنین. امام بلند شد و ایستاد و فرمود: صبر کن، این نام برازنده کسی غیر از امیرالمؤمنین علیه‌السّلام نیست و خدا این عنوان را بر او گذاشته است. هر کس غیر از ایشان، این نام را

ادامه مطلب»

با چه کسی حرف می‌زدی؟

امیرالمؤمنین علی علیه‌السّلام: پیش رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله رفتم و دیدم که سر مبارک آن حضرت در دامن دِحیه کلبی است.به او سلام کردم. دحیه گفت: و علیکم السلام ای امیر مؤمنان و دلاور مسلمانان و پیشوای دست و رو سفیدان عالَم و قاتل عهد‌شکنان و ظالمان و خوارج و ای

ادامه مطلب»

برازنده شخص دیگری نیست

امام صادق علیه‌السّلام: علی علیه‌السّلام بیمار شد و رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله به عیادت او رفت و به [جمعی از صحابه] دستور داد که به عیادت بروند و به او به عنوان امیر مؤمنان سلام کنند. ابوبکر و عمر و عثمان بلند شدند و گفتند: این دستور خداست یا پیامبر خدا؟

ادامه مطلب»

اگر سلام می‌کرد خوشحال می‌شدیم

ابن عباس: در محضر رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله نشسته بودیم که علی بن ابی‌طالب علیه‌السّلام وارد شد و گفت: السلام علیک یا رسول الله. پیامبر(ص) هم جواب داد: و علیک السلام یا امیرالمؤمنین و رحمة الله و برکاته. علی علیه‌السّلام گفت: با وجود اینکه هنوز شما هستید، من امیر مؤمنانم؟! پیامبر(ص)

ادامه مطلب»

من هم سلام کردم

بریده اسلمی: هر وقت با رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله سفر می‌کردیم، علی علیه‌السّلام مسئول مراقبت از وسایل ایشان می‌شد. وقتی جایی توقف می‌کردیم مراقب آن‌ها بود و اگر نیاز به مرتّب کردن داشتند، آن‌ها را مرتّب می‌کرد. اگر کفش پیامبر(ص) نیاز به تعمیر داشت، آن‌ها را وصله می‌زد. روزی، در توقفگاهی

ادامه مطلب»

همه پیاده هستند غیر از ما چهار نفر

ابن عباس: رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: در قیامت، زمانی می‌رسد که همه مردم پیاده به صحرای قیامت وارد می‌شوند، غیر از ما چهار نفر. عموی پیامبر(ص)، عباس بن عبدالمطلّب پرسید: پدر و مادرم به فدای تو، این چهار نفر چه کسانی هستند؟ ایشان فرمود: 1- من که سوار «بُراق» هستم،

ادامه مطلب»

خدا کند از انصار باشد

انس بن مالک: رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله در خانه اُمّ حبیبه بنت ابی‌سفیان بود. به اُمّ حبیبه فرمود: ما را تنها بگذار، کاری داریم. بعد، آب برای وضو خواست. وضوی کاملی گرفت و بعد فرمود: اولین کسی که از این در وارد شود امیر مؤمنان، رئیس عرب، بهترین اوصیا و مهم‌ترین

ادامه مطلب»

دسترسی سریع

دسته بندی روایات