ولایة علی بن أبی طالب حصنی…
خدای عزّوجل: ولایت علی بن أبی طالب دژ من است، هر که وارد دژ من گردد از عذابم در امان است.
خدای عزّوجل: ولایت علی بن أبی طالب دژ من است، هر که وارد دژ من گردد از عذابم در امان است.
سیف بن عَمیره: از موسی بن جعفر علیهالسلام شنیدم که به مردی خبر مرگ او را می داد. به خودم گفتم: مگر او می داند آن مرد شیعه کِی می میرد؟! با حالتی غضبآلود فرمود: ای اسحاق! رُشَید هَجَری علم مرگها و مصیبتها را می دانست، امام که شایستهتر و
ابن مسعود: در مسجد رسول الله صلی الله علیه و آله نزد امیرالمؤمنین علیه السلام نشسته بودم که مردی صدا زد: چه کسی مرا نزد مردی عالم راهنمایی میکند؟ گفتم: ای مرد، آیا سخن پیامبر را شنیدهای که فرمود: «من شهر علم هستم و علی درِ آن است»؟ گفت: بله.
خدای جلّ جلاله: اگر مردم جملگی بر حب/ولایت علی اجماع میکردند، دوزخ را نمیآفریدم.
أبومسلم گفت: به همراه حسن بصری و أنس بن مالک خارج شده تا به درب منزل ام سلمه رسیدیم، أنس جلوی در نشست و من با حسن بصری داخل منزل شدم. آنگاه از حسن بصری شنیدم که میگفت: سلام بر تو ای مادر، رحمت خداوند نصیب تو باد. ام سلمه
علی علیه السلام حسن بصری را دید که در نهری وضو میگرفت، به او فرمود: ای لَفتی، طهارتت را کامل کن! حسن در پاسخ گفت: دیروز مردانی را که کشتی که وضوی کاملی میگرفتند! ایشان فرمود: تو برای آنان اندوهگینی؟ گفت: بله. ایشان هم فرمود: خداوند اندوهت را طولانیتر کند!
رسول خدا صلی الله علیه و آله: هرکس دوست داشته باشد که مجاور خدای جلیل در خانهاش باشد و از سوز دوزخش در امان بماند، باید ولایت علی بن أبی طالب را بپذیرد.
امیرالمؤمنین علیه السلام: از من سؤال کنید پیش از آنکه مرا از دست دهید. مردی گفت: به من بگو در سر و ریش من چند تار مو وجود دارد؟! علی علیه السلام فرمود: در هر تار موی سرت فرشتهای است که تو را لعن میکند، و در هر تار ریشت
سعد بن طَریف از اصبغ بن نُباته نقل میکند: هر کس پیش روی امیرالمؤمنین علیه السلام قرار میگرفت به او می فرمود: ای فلانی آماده باش و برای خود هر چه میخواهی فراهم کن که در فلان روز، فلان ماه و فلان ساعت بیمار میشوی! و همان طور میشد که
خدای عزّوجل: هر کس به من و به پیامبرم ایمان بیاورد و ولایت علی را بپذیرد، او را وارد بهشت میکنم و عملش هر چه میخواهد باشد.