حارث اعور، عمرو بن حریث و ابو ایّوب انصاری: در راه برگشت از جنگ با خوارج، امیرالمؤمنین علیهالسلام، در سمت راست منطقهای به نام «السواد» توقف کرد. راهبی پیش ایشان آمد و به او عرض کرد: در اینجا، جز وصیّ پیامبر که در راه خدا میجنگد، کسی پیاده نمیشود! علی علیهالسلام هم در پاسخ فرمود:من سیّد اوصیا و وصیّ سیّد انبیا هستم. راهب گفت: پس حتما أصلع قریش(1) و وصیّ محمّد(ص) هستی. طبق شریعت اسلام پیش ما بیا که من صفات تو را در انجیل دیدهام. تو در مسجد براثا، خانه مریم و سرزمین عیسی علیهالسلام پیاده میشوی.
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: بنشین ای حُباب. راهب گفت: این هم یک نشانه دیگر! بعد فرمود: ای حباب، از این صومعه بیرون برو و به جای آن، مسجدی بنا کن. حباب هم دیر را تبدیل به مسجد کرد و به امیرالمؤمنین علیهالسلام در کوفه ملحق شد و تا شهادت ایشان در آنجا اقامت داشت و بعد از آن به مسجد براثا برگشت.
… زاذان در اینباره اینطور روایت میکند: امیرالمؤمنین علیهالسلام به حباب فرمود: از کجا آب میخوری؟ عرض کرد: از دجله. فرمود: چرا چشمهای حفر نمیکنی تا از آن بخوری؟ عرض کرد: حفر کردم، ولی آب آن شور بود. فرمود: الآن چاه دیگری حفر کن.
وقتی چاه را حفر کرد، آب آن شیرین بود. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: ای حباب، بگذار آب شرب تو از همینجا باشد. این مسجد آباد و پابرجا خواهد بود و اگر آن را خراب کنند و نخل آن را قطع کنند، برایشان نابودی و بلا نازل خواهد شد.
پ.ن(1): «أصلع» به معنای کسی است که موهای سرش ریخته و طاس است. این لقب در بعضی روایات و زیارات برای امیرالمؤمنین علیهالسلام ذکر شده است. برای این صفت، معنای کنایی در نظر گرفته شده و آن را به معنی بریده از شرک دانستهاند.
