قیس بن ابیحازم: مردی از معاویه سؤالی پرسید. معاویه گفت: آن را از علی بن ابیطالب(ع) بپرس که او اعلم است.
آن مرد گفت: یا امیرالمؤمنین! جواب تو را از جواب علی(ع) بیشتر دوست دارم! معاویه گفت: چه حرف بدی درباره او گفتی! چقدر پستی به خرج دادی! تو از مردی نفرت داری که پیامبر(ص) او را از علم سیر میکرد، درست مثل پرندهای که به جوجهاش غذا بخوراند!
رسول خدا(ص) به او فرمود: منزلت و جایگاه تو پیش من مثل منزلت هارون(ع) نسبت به موسی(ع) است، با این تفاوت که بعد از من پیامبری نمیآید.
عمر بن خطاب از او سؤال میپرسید و علم یاد میگرفت. من خودم شاهد بودم که هروقت جواب سؤالی را نمیدانست، میگفت: علی(ع) اینجا نیست [تا از او بپرسم]؟!
الان هم بلند شو برو که خدا تو را از پا بیاندازد!
و بعد، نامش را از دیوان حذف کرد.