محمّد بن حرب هلالی: از جعفر بن محمّد علیهماالسّلام سؤال کردم: ای پسر رسول خدا، سؤالی هست که ذهن من را به خود مشغول کرده و میخواهم از شما بپرسم. امام صادق علیهالسلام فرمود: اگر بخواهی، میتوانم قبل از اینکه سؤالت را بپرسی، جوابش را بگویم، یا اینکه اگر میخواهی بپرس. به او عرض کردم: چهطور قبل از اینکه بپرسم از سؤال من خبر دارید؟! فرمود: با هوشیاری و فراست. مگر کلام خدا را نشنیدهای که میفرماید: «إنَّ فی ذٰلِکَ لَایاتٍ لِلْمُتَوَسِّمین»{در این موضوع، نشانههایی برای هوشیاران است}(حجر/75) و کلام رسول خدا(ص) که فرمود:«مراقب فراست مؤمن باشید چرا که او با نور خدا میبیند».
به ایشان عرض کردم: ای فرزند رسول خدا، به من بگو سؤالم چه بود! فرمود: میخواستی از من درباره رسول خدا(ص) بپرسی که چرا علی علیهالسلام با آن همه قدرت و صلابت و آنچه از او دیده شده مثل کندن دروازه قلعه خیبر و پرتاب کردن آن به پشت سر به فاصله چهل ذرع، دری که چهل نفر نمیتوانستند آن را بلند کنند، زمان انداختن بتها از بام کعبه، نتوانست رسول خدا(ص) را به دوشش حمل کند، در حالی که پیامبر(ص) بر شتر و اسب و الاغ سوار میشد و در شب معراج هم بر بُراق سوار شده بود و همه اینها در قوت و قدرت به علی علیهالسلام نمیرسند!؟ به آن حضرت عرض کردم: به خدا قسم، سوال من از شما همین بود! حالا جوابش را هم بگویید.
ایشان فرمود: علی علیهالسلام به برکت رسول خدا صلیاللهعلیهوآله شرافت و بلندی مقام و منزلت پیدا کرد و به واسطه آن حضرت به این جایگاه رسید که آتش شرک را خاموش کند و هر معبودی جز خدای عزّوجل را باطل کند. اگر پیامبر(ص) برای انداختن بتها بر دوش علی علیهالسلام سوار میشد، در این صورت، این پیامبر(ص) بود که برای انداختن بتها، به واسطه علی علیهالسلام، بلندی مقام، شرف و اصالت پیدا میکرد که در این صورت، علی علیهالسلام برتر از پیامبر(ص) میشد. مگر نمیدانی که علی علیهالسلام فرمود: «وقتی از دوش رسول خدا(ص) بالا رفتم، شرافت و بلندی مقام پیدا کردم تا جایی که اگر میخواستم به آسمان برسم، قطعاً میرسیدم!»؟ مگر نمیدانی که در تاریکی، به کمک چراغ راه را پیدا میکنند و فرع آن از اصلش شکل میگیرد؟ به این علت است که علی علیهالسلام فرمود:«نسبت من به احمد(ص)، همانند نور از نور است.
[امام صادق علیهالسلام در ادامه فرمود:] مگر نمیدانی که محمّد و علی صلوات الله علیهما دو هزار سال قبل از خلقت آدم(ع)، نوری در مقابل خدای عزّوجل بودهاند؟! و اینکه وقتی ملائکه آن نور را دیدند، متوجه شدند که اصلی دارد که در آن اصل، شعاعی درخشان منشعب شده است. پرسیدند: ای خدا و ای سرور ما، این نور چیست؟ خدای تبارک و تعالی هم فرمود: این نور، نوری از نور من است که اصل آن نبوّت و فرع آن امامت است که نبوّت، برای بنده و فرستادهام محمّد(ص) است و امامت، به حجّت و ولیّ من علی(ع) تعلّق دارد و اگر این دو نفر نبودند، مخلوقاتم را نمیآفریدم.
مگر نمیدانی که رسول خدا صلیاللهعلیهوآله در غدیرخم، دست علی علیهالسلام را طوری بالا برد که مردم سفیدی زیربغل آن دو را دیدند، و پیامبر(ص) او را ولیّ و امام مسلمانان قرار داد؟! و [مگر نشنیدهای] در واقعه محله بنینجّار، حسن و حسین علیهماالسّلام را بغل کرد و راه بُرد، یکی از صحابه عرض کرد: یکی از این بچه را به من بسپارید [تا به شما کمک کنم]. ایشان فرمود: چه سواران خوبی هستند این دو و پدرشان از آنها هم بهتر است! و [مگر نشنیدهای] که پیامبر(ص) با اصحاب نماز میخواند که یکی از سجدهها را طول داد. وقتی نماز تمام شد و سلام داد، به او گفتند: یا رسول الله، این سجده را طول دادید! ایشان فرمود: پسرم به پشتم سوار شد و دوست نداشتم در پایین آمدنش عجله کنم.
نیت پیامبر(ص) از این کارها این بوده که آنها را بالا ببرد و شرافت بدهد، زیرا پیامبر صلیاللهعلیهوآله امام و نبی است و علی علیهالسلام امام است و نبی و رسول نیست. به همین خاطر، طاقت حمل بار سنگین نبوّت را ندارد.
به امام صادق علیهالسلام عرض کردم: ای پسر رسول خدا، بیشتر برای من بگو. فرمود: حقیقتاً که تو لایق هستی که بیشتر بدانی. رسول خدا(ص)، علی(ع) را قلمدوش کرد تا این پیام را بدهد که او پدر فرزندانش است و امامت ائمه از نسل او پیدا خواهد شد، همانطور که در نماز استسقا، عبایش را برعکس کرد تا به صحابه بفهماند که خشکسالی به بارندگی و وفور نعمت تبدیل میشود.
عرض کردم: ای پسر رسول خدا، بیشتر برایم بگو! فرمود: پیامبر(ص)، علی علیهالسلام را به این خاطر بر دوش حمل کرد تا به قومش بفهماند که علی(ع) است که دِین رسول خدا را از بدهیها و وعدههایی که داده سبک میکند و از طرف آن حضرت، بعد از مرگش تعهداتش را به جا میآورد.
عرض کردم: ای پسر پیامبر، باز هم بگو! فرمود: علی(ع) را قلمدوش کرد تا به بقیه بفهماند که علی علیهالسلام معصوم است و زیر بار هیچ گناهی نیست، تا به این وسیله نشان دهد کارهای او در بین مردم حکمت است و ثواب. پیامبر صلیاللهعلیهوآله به علی علیهالسلام فرموده بود: ای علی، خدای تبارک و تعالی بار گناه شیعیان تو را بر دوش من گذاشت ولی بعد آنها را به من بخشید. منظور از آیه «لِیَغْفِرَ لَکَ اللهُ ما تَقَدَّمَ مِن ذَنبِکَ وَ ما تَأَخَّر»{تا خداوند از گناه گذشته و آینده تو درگذرد}(فتح/2) همین است. وقتی خدای عزّوجل آیه «یا أیهَا الَّذینَ آمَنوا عَلَیْکُمْ أنْفُسَکُمْ لا یَضُرُّکُمْ مَنْ ضَلَّ إذَا اهْتَدَیْتُمْ»(مائده/105) را نازل کرد، پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمود:«ای کسانی که ایمان آوردهاید، مراقب خودتان باشید؛ چون اگر در راه درست باشید، گمراهیِ گمراهان به شما ضرری نمیزند، و علی(ع) نفْسِ من و برادر من است. از علی(ع) اطاعت کنید که او پاک شده و معصوم است، نه گمراه میشود و نه بدبخت». بعد، این آیه را تلاوت کرد:«قُلْ أطیعواْ اللهَ وَ أطیعواْ الرَّسولَ فَإن تَوَلَّوْاْ فَإنَّما عَلَیْهِ ما حُمِّلَ وَ عَلَیْکُم ما حُمِّلْتُمْ وَ إن تُطیعوهُ تَهْتَدواْ وَ ما عَلَی الرَّسولِ إلّا الْبَلاغُ الْمُبینُ»{خدا را اطاعت کنید، و از پیامبرش فرمان ببرید. و اگر سرپیچی کنید، پیامبر مسؤول اعمال خویش است و شما مسؤول اعمال خود. امّا اگر از او اطاعت کنید، هدایت خواهید شد. و بر عهده پیامبر چیزی جز رساندن آشکار نیست}(نور/54).
بعد، جعفر بن محمّد علیهماالسّلام به من فرمود: اگر معانی پنهان در قضیه قلمدوش کردن علی علیهالسلام توسط پیامبر صلیاللهعلیهوآله را که برای شکستن بتها انجام شد، برای تو کامل بگویم، حتماً خواهی گفت که یقیناً جعفر بن محمّد یک مجنون است! پس همین مقداری که شنیدی کافی است.
من هم بلند شدم و سر و دست ایشان را بوسیدم و عرض کردم: «خدا آگاهتر است به اینکه رسالت خود را در کجا قرار دهد.(انعام/124)»
