عبدالله بن حویه العبدی: دو نفر نزد عمر آمدند و در مورد طلاق کنیز از او سؤال پرسیدند. عمر پشت سرش را نگاه کرد و سپس نگاهش را متوجه علی علیه السلام کرد و گفت: ای مرد بی مو نظرت چیست؟ علی علیه السلام با انگشتانش اشاره کرد و انگشت سبابه و انگشت بعد از آن را نشان داد. عمر به آنها رو کرد و گفت: طلاق کنیز دو طلاق است. آن دو مرد گفتند: سبحان الله، ما نزد تو که امیرمؤمنان هستی آمدهایم و در مورد مسئلهای سؤال میکنیم حال آنکه تو از کسی دیگر سؤال میپرسی و او با تو سخن نگفت! عمر گفت: آیا این مرد را میشناسید؟ گفتند: نه. عمر گفت: او علی بن ابی طالب است. از پیامبر شنیدم که فرمود: اگر آسمانهای هفتگانه و زمینهای هفتگانه در کفهای قرار گیرند و ایمان علی در کفهای دیگر، ایمان علی سنگینی خواهد کرد.
