امام صادق علیهالسّلام: مردی پیش امیرالمؤمنین علیهالسّلام در مسجد کوفه آمد، در حالی که شمشیرش را حمایل کرده بود. گفت: یا امیرالمؤمنین، در قرآن آیهای هست که دینم را نابود کرده و دچار شکّ و تردید در دین شدهام. منظورم آیه «وَ اسْئَلْ مَنْ أرْسَلْنا مِن قَبْلِکَ مِن رُسُلِنا أجَعَلْنا مِن دونِ الرَّحْمانِ آلِهَةً یُعْبَدون»{از پیامبرانِ قبل از خودت بپرس که مگر بهجای خدای رحمان معبودهایی تعیین کرده بودیم که پرستش بشوند؟!}(زخرف/45) است. مگر در آن زمان پیامبری غیر از محمّد صلیاللهعلیهوآله بوده که از آنها در این باره سؤال کند؟!
امیرالمؤمنین علی علیهالسّلام به او فرمود: بنشین، اگر خدا کمک کند به تو میگویم. خدای عزّوجل در قرآن میفرماید: «سُبْحانَ الَّذی أسْریٰ بِعَبْدِهِ لَیْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إلَی الْمَسْجِدِ الْأقْصا الَّذی بارَکْنا حَوْلَهُ لِنُریَهُ مِنْ آیاتِنا»{چه پاک و منزه است آن کسی که بندهاش محمد را شبانه برد، از مسجدالحرام به مسجدالاقصا که اطرافش را مقدس و پرنعمت کرده بود. تا بخشی از نشانههای خود را به او نشان دهد}(اسراء/1). یکی از این آیاتی که خدا به محمّد صلیاللهعلیهوآله نشان داد، این بود که جبرئیل او را به بیتالمعمور که همان مسجد الأقصی است، بُرد. وقتی به آن نزدیک شد، جبرئیل سر چشمهای رفت، از آب آن وضو گرفت و گفت: ای محمّد، وضو بگیر. و بعد، جبرئیل بلند شد و اذان گفت.
بعد، به پیامبر(ص) گفت: جلو بایست، نمار بخوان و قرائت را با صدای بلند بخوان که پشت سر تو تا چشم کار میکند فرشتهها صف کشیدهاند و غیر از خدای عزّوجل کسی تعداد آنها را نمیداند و در صف اوّل آدم(ع)، نوح(ع)، ابراهیم(ع)، هود(ع)، موسی(ع) و عیسی(ع) و هر پیامبری را خدا که از اول خلقت آسمانها و زمین تا تو فرستاده است، ایستادهاند.
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله جلو آمد، بدون آنکه تحت تأثیر هیبت مجلس قرار بگیرد یا احساس خجالت کند نماز خواند. وقتی نماز تمام شد، خدا بلافاصله به او وحی کرد که: ای محمّد، از پیامبرهایی که قبل از تو فرستادهایم بپرس، آیا غیر از خدای رحمان خدای دیگری قرار دادهایم که بپرستند؟! رسول خدا(ص) هم کاملا به طرف آنها برگشت و پرسید: به چه چیزی شهادت میدهید؟
گفتند: گواهی میدهیم که خدایی غیر از الله وجود ندارد. یگانه است و هیچ شریکی ندارد. شهادت میدهیم که تو فرستاده خدا هستی. گواهی میدهیم که علی امیر مؤمنان و وصیّ توست و تو خودت فرستاده خدا و سرور پیامبرانی و علی سرور اوصیاست. از ما برای این گواهی دادن درباره شما، قول گرفته شده است.
آن مرد به علی علیهالسّلام گفت: دلم را زنده کردی و گره مشکلم را باز کردی ای امیرالمؤمنین.